جامعه مدني ،ماهيت ومؤلفه هاى آن
يكي از مفاهيمي كه امروز درجامعهْ ما كار برد فراوان دارد جامعهْ مدني است. جامعهْ مدني چيست، انگيزه هاي كه ظهور آن چه مي باشد، چه ويژه گيها هستي آنرا تسجيل مي كند وموْثريت ونقش آن دريك جامعه ونظام چگونه است؟ دراين جاجستاراين نكات را به تبيين خواهيم آورد، جامعهْ مدني به عنوان يك مفهوم ويك ساختار درجامعهْ ما ، تازگي دارد، درجامعهْ يي كه طي ساليان متمادي شاهد نهادهاي چون صندوق تعاوني ، كوپراتيف دهقاني، كميسيون آشتي ملي ، اتحاديهْ كارگري، جوانان ، زنان، نويسنده گان ،ژورناليستان وغيره بوديم،واز پيوند ووابستگي آن به دولت وتغذيه آن ازاين منبع آشنا هستيم، اينك درشرايطي جديد ونظام ديگر سخن ازجامعه مدني ونهادهاي مدني است. خوب است، بادرنظرداشت اوضاع واحوال نوين، اين نهاد را بيشتر به شناسايي آريم.

جامعهْ مدني Civil society ازكلمهْ لاتيني Clvils گرفته شده كه به معني جامعهْ شهروندي به كار مي رفته است. معادل اين تركيب مفاهيم Civil Vightrحقوق مدني يا شهروندي وCivil ordevنظام مدني را داريم.
جامعه مدني ازقديم تا امروز معناي يكساني نداشته است. ارسطو ازجامعهْ مدني ، مفهوم دولت را درنظرداشت آدم سميت كه اقتصاد دان بود ميگفت:جامعهْ مدني بر محور اقتصاد تشكيل ميگردد. هگل ازجامعهْ مدني مفهومي رادرنظر داشت كه حد وسطي بود ميان خانواده ودولت . اما امروز ازجامعه مدني چنين تعريف به عمل مي آيد:
جامعهْ مدني معادل با نهادهاي واسطه وميانجي مردم ودولت است يعني نهادهاوساختارهاي كه مستقل ايجاد مي گردند، ازحقوق وآزادي هاي مردم دفاع مي كنند وميانجي وداوراند ميان مردم ودولت . امروز جامعهْ مدني به مهمترين آرمان جوامعي تبديل گرديده است كه براي ايجاد دموكراسي تلاش مينمايند.
درحقيقت جامعهْ مدني به حوزه اي ازروابط اجتماعي اطلاق مي شود كه فارغ ازدخالت قدرت سياسي حاكم است ومجموعهْ ازنهادها، موسسات، انجمنها وتشكل هاي خصوصي وغير خصوصي را شامل مي شود.چرا اينهمه به ايجاد جامعهْ مدني تاْكيد مي شود؟ علل آن درچيست؟ دانشمندان علوم سياسي عوامل هستي جامعهْ مدني را چنين برمي شمارند:
1-نخست اينكه تصور مي شود همه دولتها سركوب گراندوذاتاً به نابودي استقلال زندگي اجتماعي تمايل دارند. جامعه مدني مي تواند اين استبداد را لگام زند.
2- نااميدي ازمشاركت درساختار رسمي قدرت سياسي است، وقتي احزاب واتحاديه ها به قدرت مي رسند ، ازمردم وموْكلان خود فاصله مي گيرند. اينجا جامعهْ مدني است كه رابطه برقرار مي نمايد.
برخلاف گذشته ،امروز جامعهْ مدني ودولت دربرابر هم قرار دارند. دولت حوزهْ قهر واجبار است وجامعهْ مدني حوزهْ ساختارهاي حمايتي وهمبستگي.
جامعهْ مدني دريك سخن درزمان معاصر شامل حوزهْ ازروابط اجتماعي است دربرابر دولت كه حوزهْ روابط سياسي است.
موْلفه هاي جامعهْ مدني
قسمي كه ديديم جامعهْ مدني در معني امروزين خويش، زائيدهْ دوران مدرن است، ازآن رو مباني وموْلفه هاي با مباني ها مدرنيته ومدرنيسم يگانه است كه عبارت است از:
علم گرايي ، انسان گرايي، فرد گرايي ، عقل گرايي ، سكولاريسم، برابري طلبي، سرمايه داري ، آزاد انديشي وليبراليسم.
واما موْلفه هاي جامعهْ مدني را به عنوان نهاد هاي واسطه بين مردم ودولت ، چنين خلاصه نموده اند:
1-فرد مدني به اين معني كه افراد بايد داراي ويژگي " مدني بودن" وفرهنگ مدني باشند. به اين اساس يك پايه شكل گيري جامعهْ مدني ، فرد وياانسان مدني است.
2-اقتصاد آزاد ومالكيت خصوصي
3- ملازمت وپيوستگي آن باجامعهْ سرمايه داري.
4-آزادي لازم براي نهادهاي مدني كه هم خواست هاي مردم را به دولت برساند وهم بردولت نظارت داشته باشد.
5- حاكميت قانوني كه توسط مردم تدوين گرديده است.
درپيوند وهمسويي جامعهْ مدني باجامعه ديني نيز ديدگاه متفاوتي وجود دارد.
برخي قرائت هاي ديني به اين باوراست كه درزندگي عقل و وحي درسامان بخشي عرصه هاي مختلف حيا ت فردي واجتماعي مشترك عمل نمايد .اصل درجامعه تكليف انسان است نه حقوق آنها .ودين دربرابر ارزشهاوسعادت جامعه نمي تواند خنثي باشد وبنيان هاي جامعه مدني راكه آزادي وبي طرفي قانون است نمي پذيرد.
اماقرائت ديگر مي گويد :انسان درتمدن سازي ،ايجاد نهادهاي عدالت واخلاق وسازندگي نهادهاي اجتماعي ازخرد وخلاقيت خويش استفاده مي كند .نقش كتاب وسنت اين است كه زندگي انسانهارامعني مي بخشد وازبي هودگي وبي معنايي نجات مي بخشد كه اين باور بر وجود جامعهْ مدني صحه مي گذارد.البته نظرياتي هم است كه درميان اين دوديدگاه سيلان دارد ،ازيك سوانسان راوجود كمال جو وبااراده مي شناسد كه با مولفهْ جامعهْ مدني همسوي دارد وازجانب ديگر مباني فلسفي جامعهْ مدني رانمي پذيرد كه ازين نگاه ،ازجامعهْ مدني فاصله مي گيرد. به هرحال جامعه مدني،ازنهادهاي اساسي نظام دموكراسي است كه درجهت پيوند ورابطهْ دولت ومردم عمل مي كند ونقش موثري درتقليل قدرت دولتهادارد كه هميشه ميلاني به سوي استبداد وزور گويي دارند.جامعه مدني حضور مردم رادرهمه عرصه هاتسجيل مي كند ،برموثريت نقش افراد وجامعهْ درامور صحه مي گذارد ومبين حقوق وآزادي انسان درجامعهْ مردم سالار است.