مقدمه:

قبل از اينکه  در رابطه به ژانرهاي تبليغي ادبي  طور مشرح  و همه جانبه  مطالبي عرضه گردد، ناگزير بايد به گونهء مقدمه در باب تبليغ  که خاصهء ژورناليزم  است و به همين ترتيب در رابطه به صنايع ادبي که ارتباط  مستقيم به ادبيات دارد، معلوماتي ارايه گردد.

چنانچه ميدانيم، و قسمي که از عنوان پيداست، ژانرهاي  تبليغي ادبي؛ آميزه يي از ژورناليزم و ادبيات است. درينجا سؤال خلق ميشود که تبليغ چيست؟

در جواب بايد گفت که وسيلهء تأثير سياسي  بالاي توده هاي وسيعي از مردم از طريق  تدوير ميتنگ ها، ايراد سخنراني ها، چاپ جرايد، روزنامه ها و مجلات، راديو، تلويزيون  و سينما و يا به عبارهء ساده تر، تبليغ؛ عبارت از تنوير اذهان عامه  توسط وسايلي که فوقاً تذکر داده شد.

گاهي ديده ميشود که بسياري تبليغ و پروپاگندهاي مترادف با هم ذکر مي نمايند که گويا  هردو داراي يک معنا و مفهوم است، در حاليکه همه ميدانيم پروپاگند عبارت از: توضيح و اشاعهء نظريات  و افکار سياسي و فلسفي براي صنف يا قشري از افراد  جامعه است، اما در مقايسه با تبليغ، ژرف تر، عميق تر و همه جانبه تر.  پروپاگند را ميتوان در زبان خود "ترويج" ترجمه کرد.

قابل ذکر است که وسايل ترويج با تبليغ فرق دارد، به اين مفهوم که  ترويج ميتواند توسط سخنراني ها، چاپ کتب و رساله ها، چاپ مجله ها و اوراق  منفرد صورت گيرد.

همچنان ناگفته نبايد گذاشت که در ارتباط به صنايع ادبي نيز سخناني به گونهء مقدمه  و خيلي ها مختصر ذکر گردد. پس بيائيد ببينيم ، صنايع ادبي يعني چه؟ در جواب بايد گفت که هرآنچه باعث زيبايي کلام ميگردد، صنايع ادبي است.  صنايع ادبي به دو دسته تقسيم شده است:

1-صنايع لفظي: آنست که  زيبايي کلام در لفظ است. به اين مفهوم که هرگاه معنا را حفظ کنيم و لفظ را تغيير دهيم، به زيبايي کلام صدمه وارد گردد؛ مثال در نثر مسجع: "علم چشمه ايست زاينده، دولتيست پاينده". حالا اگر  به جاي "زاينده"، "بوجود آورنده" و به جاي "پانيده" کلمهء "جاويدان" را ذکر نمائيم ، زيبايي کلام از بين مي رود.

2-صنايع معنوي: آنست که زيبايي کلام در معنا است  نه در لفظ؛ يعني اگر معنا را حفظ کنيم و لفظ را تغيير دهيم  زيبايي کلام از بين نرود. در اينجا به گونه مثال  تمام گفتار بزرگان و دانشمندان  از زبان ها و فرهنگ هاي مختلف  ميتوان ذکر گردد. واضح است که صنايع ادبي زياد ميباشند، اما  ما در اينجا از تشبيه، استعاره، و تجنيس ذکر مي نمائيم؛ زيرا  مورد استفادهء بيشتر  قرار ميگيرند.

تشبيه:  در لغت همانند کردن را گويند و عبارت از صنعت ادبيست که چيزي را به چيز ديگري هم مانند کنند، آنچه که تشبيه ميشود "مشبه" و آنچه که به ان تشبيه ميشود "مشبه به" ناميده ميشود و صفت مشترک ميان اين دو را وجه شبه نامند. به گونهء مثال: قد رحيم الله سرو را مانند است. درينجا "رحيم الله" مشبه و "سرو" مشبه به و "بلندي قامت" وجه شبه است.

استعاره:  در لغت به معناي به عاريه گرفتن است و در حقيقت تشبيهي است اختصار شده  که از مشبه و مشبه به فقط يکي آن ذکر ميشود و گوينده  ادعا ميکند که مشبه  از جنس مشبه به است؛ به گونهء مثال: سرو امد.

کنايه: هرگاه غير از معناي حقيقي کلمه براي معناي ديگري استعمال گردد؛ کنايه است.

تجنيس: عبارت از کلماتي است که از نگاه ساختار املايي و خوانش يکسان باشند ولي در معنا فرق داشته باشند؛ مثال: 

  آن يکي شير است کآدم  ميخـورد  

  وان دگـر شير است کآدم ميخورد

لحظـه

اصلاً کلمهء عربي است که به معناي نگريستن از گوشهء چشم، و چشم بهم زدن ميباشد که لحظات جمع ان است؛ اما درينجا هدف از لحظه عبارت از يک ژانر مشخص تبليغي – ادبي ژورنالستي ميباشد. وظيفهء  ژانر لحظه آنست  که در بارهء زنده گي يا کار يک فرد يا گروهي از اشخاص و افراد معلومات ارائه کند. چون لحظه يک ژانر تبليغي- ادبي است؛ بناءً محتواي آن کلاً اطلاعي نبوده ، بلکه با عبارت زيباي ادبي ارائه ميگردد.

خصوصيت مشخص لحظه آنست که زنده گي و خاطرهء متبارز شخص را ترسيم و تصوير مينمايد. همچنان قابل تذکر است که لحظه؛ جهان معنوي و روان قهرمان را بدون عبارت توضيحي مزيد به خواننده گان پيشکش مينمايد. همچنان لحظه نويس نه تنها سيماي ظاهري قهرمان را، بلکه محيط واقعه و زمان واقعه را نيزترسيم و تصويرمينمايد. به همين ترتيب  در لحظه نه تنها شجاعت، بردباري، از خودگذري، برتري و صداقت در مسلک و وظيفهء قهرمان، بلکه  ساير صفاتي که در رشد معنوي شخصيت قهرمان رول دارد، متبارز ميسازد.

واضح است که در زنده گي فردي هر شخص وقايع فراموش نا شدني زيادي به وقوع مي پيونددکه ممکن براي خود فرد از اهميت  زيادي برخوردار  باشد، ولي  در لحظه همهء اين  وقايع  گنجانيده نميشود، فقط آن وقايعي ذکر ميگردد که نادر بوده و از اهميت  اجتماعي برخوردار باشد.      به همين ترتيب  خصوصيت ديگر لحظه؛ اينست که سرعت  در نشر آن  بايد در نظر گرفته شود؛ يعني همينکه سوژه  انتخاب شد فوري به جمع آوري مواد اقدام شده، به تهيهء لحظه کوشش شود و جهت نشر آماده گردد.

با در نظرداشت آنچه گفته آمديم ، صحبت هاي خود را جمع بندي نمائيم؛ به اين نتيجه ميرسيم  که لحظه؛ يک ژانر ژورنالستي بوده ، بر مبناي ارقام و حقايق استوار است. قهرمان ان واقعي بوده ، ترسيم و تصوير در آن شکل عيني و عادي را نداشته ، بلکه با استفاده از صنايع ادبي زينت مي يابد. همچنان بايد گفت که  در لحظه ميتوان از تخيل، کار گرفت؛ اما نه در انعکاس  ارقام و حقايق ، بلکه  در تکميل  فکري که قرار است بر اساس آن،  لحظه را نوشت.

همه ميدانيم که تخيل در روزنامه نگاري در  خدمت  بازتاب واقعيت  قرار دارد. تخيل در ژورناليزم و مخصوصاً ژانر هاي تبليغي – ادبي تخيل  مجاز بوده و از آن  در پيوند صحنه ها استفاده ميشود. همانگونه  که در هنر تياتر و سينما از "کريم"  يا مکياژ استفاده ميشود يا به همان ترتيبيکه  در فلم از موسيقي  استفاده ميشود.

مشابهت ها و تفاوتهای لحظه با سایر ژانرهای ژورنالیستی

            واضح است که لحظه با سایر ژانرهای ژورنالیستی، مشابهت ها و تفاوتهایی دارد؛ مشابهت لحظه با خبر در اینست که هر دو از حقیقت نو ، اطلاع میدهند؛ اما  فرق لحظه با خبر در اینست که: خبر؛ و بیان دانشمندان ژورنالیزم نقل ساده، عینی و خالص واقعه است؛ در حالیکه  لحظه، بر اساس صنایع ادبی و آرایش و پیرایش ادبی نوشته شده و در آن ترسیم و تصویر صورت می گیرد.

لحظه، با ژانر اطلاعی راپورتاژ یا گزارش، بیشتر مشابهت دارد؛ زیرا در هر دو ترسیم و تصویر  وجود داشته، از صنایع ادبی استفاده میشود، ولی فرق لحظه با راپورتاژ در اینست که: لحظه؛  در رابطه با شخص نوشته می شود و راپورتاژ؛ در رابطه به واقعه.

          مشابهت لحظه با اوچرک  از همه بیشتر است. حتی عده یی از دانشمندان ژورنالیزم، لحظه را یک نوعی از اوچرک  می دانند؛ زیرا از همه جهات لحظه و اوچرک  یکسانی دارند. تنها فرق میان این دو اینست که: لحظه؛  یک لحظهء زنده گی یا نهایتاً دو لحظهء زنده گی قهرمان را در بر می گیرد؛ در حالیکه  اوچرک  یا حماسهء قهرمان  واقعی؛  بیشتر از دو لحظهء زنده گی قهرمان را در بر می گیرد.

لحظه با داستان هم مشابهت های زیادی دارد؛ شیوهء بیان هردو، ترسیم و تصویر درهردو و استفاده ازصنایع ادبی در لحظه و داستان یکسان است، اما فرق عمده در بین این دو اینست که: داستان؛ کلاً تراوش ذهنی نویسنده بوده، متکی به تخیل نویسنده ، هستی می یابد؛ در حالیکه لحظه؛  بر اساس ارقام و حقایق استوار بوده، اندکی هم ازآن عدول نمی نماید.

مختصری پیرامون تاریخچهء ژانرهای تبلیغی – ادبی در افغانستان

به صورت مشخص و واضح، ژانر های تبلیغی – ادبی؛ یعنی لحظه و اوچرک، بعد از حاکمیت  حزب دموکراتیک خلق افغانستان، در مطبوعات کشور عرض وجود نمود. حزب دموکراتیک خلق افغانستان، جهت تشویق و دفاع از حاکمیت خویش در چارچوب ژانرهای تبلیغی – ادبی، آنانی را که به دفاع مسلحانه از حاکمیت  آن حزب، می پرداختند، تعریف و توصیف می نمودند. در همین زمان است که، برای اولین بار مجموعه یی از اوچرک؛ زیر نام "بابه توره"، توسط "ببرک احساس" نوشته شد و روزنامهء "پراوادا"؛ ارگان نشراتی  حزب کمونیست شوروی  سابق،  از همین مجموعه، طی مقاله یی تحت عنوان "تولد اوچرک در مطبوعات افغانستان" یاد آور شد.

البته، قابل یادآوریست که، عناصر ژانرهای تبلیغی – ادبی، از سالها قبل در نوشته های نویسنده گان ما، که از طریق مطبوعات بازتاب یافته است، وجود داشته است؛ زیرا آنها می دانستند که، با این شیوهء بیان،  می توان  گیرنده گان و. ا. هـ. را تحت تأثیر قرار داد؛ چنانچه: در زمان سلطنت محمد ظاهرشاه ، جریدهء "لمر"، نوشته یی را در بارهء کلینر بس مسافر بری که جان خود را فدا کرد و نگذاشت  تا بس با مسافرین  آن در دره سقوط نماید، نوشت؛ که این نوشته، کاملاً با ژانر لحظه مشابهت دارد.

نا گفته نباید گذاشت که، ژانر های تبلیغی – ادبی، منوط و مربوط به کدام حزب خاص و ایدیالوژی خاص نیست؛ فقط یک  ژانر مشخص ژورنالیستی است که ، میتوان از آن ، برای گرفتن سرمشق و یا عبرت، در و. ا. هـ. استفاده کرد.

انواع لحظه

لحظه به 3 نوع تقسیم شده است: 1- لحظۀ پورتریتی،  2- لحظۀ پرابلماتیک و 3- لحظۀ ادبی.

1-لحظۀ پورتریتی:

در این نوع لظه قبل از همه سیمای معنوی  و ظاهری قهرمان ترسیم و تصویر شده و اولتر از همه برجسته گی شخص در مرام و مسلکش ترسیم و تصویر می گردد. همچنان در لحظهء پورتریتی، سایر جهاتی که به تبارز شخصیت معنوی قهرمان می افزاید نیز باز تاب داده میشود.

2- لحظۀ پرابلماتیک:

در این نوع لحظه حتمی حل یک پرابلم حاد اجتماعی  انعکاس داده میشود. هرچند در این لحظه کار در درجۀ اول قرار دارد، ولی این گپ به این مفهوم نیست که شخصیت شخص در درجۀ دوم قرار گیرد. از لحظه های پرابلماتیک نه تنها در بارۀ یک شخص، بلکه در بارۀ گروهی از اشخاص و افراد که در یک پرابلم حاد اجتماعی نقش داشته اند، ترسیم و تصویر صورت می گیرد، ولی یک شخص در این نوع لحظه ها منحیث قهرمان اصلی و مرکزی مد نظر گرفته می شود.

3- لحظۀ ادبی:

در حقیقت قهرمان لحظۀ ادبی خود نویسندۀ لحظه است. به این مفهوم که نویسنده، خواستها، آرزوها، امیال و برداشتهای خود را از محیط و ماحول خویش  با در نظرداشت  خصوصیت کلی لحظه  انعکاس میدهد.

مراحل تهیۀ لحظه

1- انتخاب سوژه: چنانچه قبلاً نیز  تذکر رفته است، سنگپایۀ بنای لحظه را سوژه تشکیل میدهد و به همین  ترتیب هر لحظه عمدتاً پیرامون یک شخص  و یک موضوع نوشته می شود. پس اگر  سوژه و موضوع لحظه قبلاً تعیین نگردد، لحظه  به یک شرح حال  و یک بیوگرافی خشک  تبدیل می شود. پس باید در قدم اول  برای نوشتن  لحظه، سوژه انتخاب شود؛ قسمی که میدانیم، سوژه یی که دارای  اهمیت اجتماعی باشد؛ به گونۀ مثال:

هرگاه ما میخواهیم در مورد نقاشی، فرضاً بنام "احمد" لحظه یی بنویسیم، اولتر از همه  از خود بپرسیم که چرا در میان اینقدر نقاشان "احمد" را منحیث قهرمان لحظه انتخاب کرده ایم. بناءً "احمد" باید عملی را انجام داده باشد که نسبت به سایر نقاشان برتری داشته باشد؛ زیرا  از نگاه استعداد  در نقاشی، ممکن نقاشان دیگر  نیز همسطح "احمد" باشد.

2- پرورش سوژه: زمانی که سوژه انتخاب شد، باید سوژه به مشغولیت ذهنی  نویسندۀ لحظه مبدل شود؛ به این معنا که، چه در هنگام  کار، چه در موقع استراحت و حتی در هنگام صرف غذا به سوژه فکر نماید. در اینجا باید از خود بپرسد که با کیها تماس گیرد؟ به کدام منابع و آرشیف ها  جهت کسب معلومات در مورد قهرمان  با سوژۀ لحظه سر زند؟ و با کدام همکاران ژورنالیست خود جهت  نوشتن لحظه مشوره نماید؟. اینها همه مسایلی اند که سوژه را به اصطلاح  به پختگی می رساند.

3-گفتگو با اطرافیان: لحظه نویس به خاطری که قهرمان خود را عمیقاً بشناسد و معلومات کافی در بارۀ او بدست آورد، ناگزیر باید با اقارب ، دوستان، اعضای خانواده و نزدیکان قهرمان خود صحبت نموده  به معلومات  خود در مورد قهرمان لحظه بیافزاید. تجربه نشان داده است که با صحبت با اطرافیان قهرمان معلوماتی به دست می آید که نمی شود، آنرا با گفتگو  با خود قهرمان بدست آورند؛ مخصوصاً  مسایل مربوط به اخلاقیات و اعتقادات.

4- مصاحبه با خود شخص: واضح است که لحظه نویس  جهت تکمیل  معلومات خود در بارۀ  قهرمان لحظه با خود قهرمان  نیز مصاحبه  می نماید و نظر به معلوماتی که طی مراحل قبلی در بارۀ  قهرمان بدست آورده است، میتواند سؤالاتی  مناسب  و دقیق را از وی بپرسد. بهتر است این مصاحبه  رو در رو و مستقیم صورت گیرد. همچنان  ایجاب مینماید که روحیۀ حرفوی مصاحبه از ابتدأ تا انتهأ  حفظ شده ، فضای  دوستانه برهم نخورد.