به تو عادت کرده بودم

اي به من نزديک تر از من  

اي حضورم از تو تازه  

اي نگاهم از تو روشن  

به تو عادت کرده بودم  

مثل گلبرگي به شبنم  

مثل عاشقي به غربت  

مثل مجروحي به مرهم  

لحظه در لحظه عذابه  

لحظه هاي من بي تو  

تجربه کردن مرگه  

زندگي کردن بي تو  

من که در گريزم از من  

به تو عادت کرده بودم  

از سکوت و گريه شب  

به تو حجرت کرده بودم  

با گل و سنگ و ستاره  

از تو صحبت کرده بودم  

خلوت خاطره هام را  

با تو قسمت کرده بودم  

خونه لبريز سکوت است  

خونه از خاطره خالي  

من پر از ميل زوالم  

عشق من تو در چه حالي

نظریه تکامل

نظريه تكامل، حيوانات را وارد آزمايشگاه روان‌شناسي نوين كرد
وقتي ذهن از انحصار بشر درآمد
كاركردگرايي(functionalism) به عنوان نخستين نظام منحصر به فرد در روان‌شناسي آمريكا به دنبال بررسي فرآيندها و كاركردهاي ذهن بود و به همين دليل در مقابل ساخت‌‌گرايي وونت و تيچنر قرار گرفت. پيروان اين مكتب متاثر از جريانات پيش از خود بودند و در اين ميان بيش از همه خود را وامدار نظريه تكامل داروين مي‌دانستند. داروين با طرح نظريه خود مدعي شد كه موجود زنده براي بقاي خود به هر عملي دست مي‌زند تا آنجا كه با همنوع خود مي‌ستيزد و مسلما در اين نبرد آن كه قوي‌تر است سربلند از ميدان نبرد بيرون مي‌آيد و موجود ضعيف‌تر نيز محكوم به فنا مي‌شود. طرح 2 مفهوم كليدي قانون تنازع بقاء و انتخاب طبيعي موجب تحولي شگرف در روان‌شناسي نوين شد. در اين مقاله سعي بر آن است تا ماهيت نظريه تكامل مورد بررسي قرار بگيرد و به ثمرات آن اشاره شود. بدون شك تحليل و نقد اين نظريه خود مجالي ديگر را مي‌طلبد.

چارلز داروين

هرچند خاندان داروين از شهرت علمي برخوردار بودند، ولي پدر او چندان به آينده داروين اميدوار نبود. با وجود اين ابتدا او را به ادينبورگ فرستاد تا به تحصيل در رشته پزشكي بپردازد، ولي عدم علاقه‌ داروين به اين رشته موجب شد لباس كشيشي تن كند و به فراگيري آموزه‌هاي ديني مشغول شود. در خلال سال‌هاي 1831 تا 1836 به واسطه سفري علمي به دور دنيا، تحولي عظيم در زندگي او به وجود آمد. پس از بازگشت از اين سفر بر آن شد تا مهم‌ترين هدف زندگي‌اش يعني ارائه نظريه تكامل (theory of evolution) را تحقق بخشد. هرچند داروين مطالعات بسياري در اين زمينه كرد و به گردآوري شواهد علمي بسياري پرداخت تا نظريه‌اش از پشتوانه علمي كافي برخوردار باشد، ولي 22سال از طرح نظريه‌اش خودداري كرد.

آنچه موجب طرح علني نظريه تكامل شد نامه آلفرد راسل والاس (Alfred Russel Wallace) به داروين بود. والاس در نامه خود نظر داروين را درباره نظريه‌ تكامل جويا شده و همين مساله بر داروين گران آمده بود. او ديگر سكوت را جايز نمي‌دانست و به همين دليل چنين به والاس پاسخ داد:

«براي من دشوار است كه حق تقدم چندين ساله خود را از دست بدهم و به هيچ وجه مطمئن نيستم كه اين امر جنبه عدالت قضيه را تغيير دهد.»

كتاب «منشاء انواع به وسيله انتخاب طبيعي» توسط داروين در سال 1859 منتشر شد و نكته‌ جالب اين‌كه تمام 1250 نسخه كتاب چاپ شده در همان روز نخست انتشار به فروش رفت. انتشار اين كتاب و طرح نظريه‌ تكامل موجب شد علوم زيستي در كانون توجه دانشمندان قرار گيرد.

نظريه‌ تكامل طرحي ابتدا به ساكن نبود، بلكه ريشه‌هاي آن را مي‌توان در دوران يونان ‌باستان نيز جستجو كرد. آنچه اهميت كار داروين را نشان مي‌دهد نگاه علمي او به اين مساله است. اندك زماني پيش از داروين، پدربزرگ او كه ايراسموس داروين (Erasmus Darwin) نام داشت چنين اظهار كرد كه تمام حيوانات خونگرم از يك رشته يا ليف جاندار كه آفريدگار بدان حيات بخشيده به وجود آمده‌اند.

در سال 1809 دانشمند ديگري به نام لامارك (Lamark) به طرح ديدگاه خود درباره تكامل پرداخت. اوتلاش كرد نظريه‌اي رفتاري از تكامل را فراهم آورد. مطابق ديدگاه او تغييرات جسماني و بدني حيوانات در نتيجه تلاش‌هاي موجود زنده براي سازگار كردن خود با محيط پيرامونشان شكل مي‌گيرد. از نگاه او چنين تغييراتي به صورت ارثي به نسل‌هاي بعدي نيز منتقل مي‌شود. به عنوان مثال گردن دراز زرافه طي گذشت قرون متمادي و در تلاش براي كسب غذا به اين شكل درآمده است.

در كنار ديدگاه دانشمنداني چون ايراسموس داروين و لامارك، كاوش‌هاي كاوشگران حكايت از اين موضوع داشت كه فسيل‌ها و استخوان‌هاي مكشوفه متعلق به حيواناتي است كه نسل آنها منقرض شده است. نتيجه چنين تحقيقات و كاوش‌ها منجر به طرح اين نظريه شد كه اشكال حيات از زمان خلقت تاكنون روندي ثابت را نداشته و پيوسته درحال تغيير بوده است. تغيير و تحول، كليد واژه اين نظريه بود، ولي آنچه نقص اين نظريه به شمار مي‌رفت فقدان شواهد علمي كافي در اثبات اين نظريه بود. انتشار كتاب منشاء انواع و طرح نظريه تكامل توانست تا حدودي اين نقص را برطرف كند.

نكته:
نظريه تكامل موجبات ظهور شاخه‌اي جديد در روان‌شناسي با عنوان روان‌شناسي حيواني را فراهم كرد و حال آن كه پيش از طرح اين نظريه، تحت تاثير انديشه دكارت دانشمندان چندان علاقه‌مند به بررسي ذهن حيوانات نبودند

آنچه داروين در كتابش مطرح كرد بحث درباره تحول انواع و شكل گرفتن آنها از اشكال ساده بود، اما او سخني از انسان و منشاء آن به ميان نياورد. با وجود اين، اهالي كليسا ديدگاه‌هاي داروين را الحادي ناميدند و چنين بيان كردند كه نظريه داروين در نهايت منجر به اين سخن خواهد شد كه انسان زاده ميمون است. اين اتهام، اتهامي سنگين و در عين حال بي‌اساس بود. به همين دليل داروين 5 سال وقت خود را مصروف مطالعه‌ كشف منشاء انسان كرد. ثمره مطالعات اين دوران در قالب كتابي به نام «اصل انسان» منتشر شد. داروين در اين كتاب كوشيد با شواهد علمي نشان دهد كه انسان داراي اصل حيواني است و در نتيجه با انسان ريخت‌هاي خويش قرابت دارد. به عبارت ديگر، مقصود نهايي داروين بيان اين مطلب بود كه انسان و انسان‌ريخت‌ها از اجداد مشترك نتيجه شده‌اند. به علت نبود اطلاعاتي كافي در مورد اين اجداد مشترك، عنوان حلقه‌ مفقوده به آنها اطلاق شد و از سوي ديگر چنين تحقيقاتي سخنان اهل كليسا را رد كرد.

نتايج نظريه تكامل

تحقيقات و پژوهش‌هاي داروين بويژه طرح نظريه تكامل مسير جديدي را در روان‌شناسي بر سر راه علاقه‌مندان به اين رشته گشود. تاكيد بر پيوستگي انسان و حيوان زمينه ظهور پژوهش‌هاي تطبيقي در روان‌شناسي را فراهم آورد. از سوي ديگر، مساله انتخاب طبيعي براي پيروان مكتب كاركردگرايي بسيار مفيد واقع شد و كاركرد گرايان توانستند مساله انطباق با محيط را در كانون توجه خود قرار دهند. ثمرات نظريه تكامل داروين را مي‌توان به اختصار چنين بيان كرد:

1 ـ طرح نظريه تكامل زمينه را براي ظهور روان‌شناسي كاركردي فراهم آورد تا به جاي عناصر و محتواي هشياري كه پيش از اين در مكتب ساخت‌‌گرايي مورد توجه قرار مي‌گرفت نقش كنشي و انطباقي هشياري در كانون توجه قرار گيرد.

2 ـ علاوه بر تغيير در موضوع و هدف، روش‌هاي به كار رفته در روان‌شناسي نوين نيز تغيير و گسترش يافت و از روش‌هاي التقاطي در مطالعات روان‌شناسي استفاده شد. اين به آن معنا بود كه روان‌شناسي خود را نيازمند علومي چون زمين‌شناسي (geology)‌، ديرين‌شناسي (paleontology)‌، باستان‌شناسي (archeology)‌ و جمعيت‌انگاري (demography)‌ مي‌دانست.

3 ـ در نگاه ساخت‌‌گرايان تفاوت‌هاي فردي از اهميت چنداني برخورد نبود. حال آن كه به واسطه طرح نظريه تكامل، اين مساله در كانون توجه روان‌شناسان قرار گرفت.

4 ـ با طرح نظريه تكامل، اين ايده نيز مطرح شد كه ميان كاركرد ذهني انسان‌ها و حيوانات شباهت‌هايي وجود دارد و اين مساله ديدگاه دكارت را با چالش‌ جدي مواجه كرد. دانشمندان به پژوهش و مطالعه درباره كاركرد ذهن حيوانات پرداختند و شاخه جديدي به نام روان‌شناسي حيواني را به آزمايشگاه روان‌شناسي معرفي كردند.

5 ـ در نظريه تكامل بر نقش عوامل ذهني بيش از پيش تاكيد شده بود. داروين در نظريه‌اش به واكنش‌هاي هشيار انسان‌ها و حيوانات و نقش آن در انطباق با محيط تاكيد مي‌كند.

طرح روان‌شناسي حيواني

نظريه تكامل داروين، موجبات ظهور شاخه‌اي جديد با عنوان روان‌شناسي حيواني را فراهم آورد. پيش از طرح اين نظريه به دليل سيطره انديشه دكارت مبني بر اين ‌كه حيوانات ماشين‌هاي بدون روح و ذهن هستند، دانشمندان چندان علاقه‌مند بررسي ذهن حيوانات نبودند. انتشار كتاب منشاء انواع، نظريه دكارتي را با چالش جدي مواجه كرد. داروين در اين كتاب ادعا كرد كه ميان ذهن انسان و حيوان تفاوت مهم و بنيادين وجود ندارد.

پيش از داروين، ويلهلم وونت نيز مطالبي درباره توانايي‌هاي ذهني تعداد زيادي از موجودات زنده به نگارش درآورده بود. وونت ادعا كرد حيواناتي كه حداقل ظرفيت حسي را در خود نشان مي‌دهند بايد از قدرت استنباط هشيارانه برخوردار باشند. او تفاوت انسان‌ها و حيوانات را نه در توانايي‌هاي آنها، بلكه در مساله تربيت و آموزش جستجو مي‌كرد.

در اين ميان روان‌شناس انگليسي جورج جان رومانس (George john Romanes)‌ نخستين كسي بود كه به مطالعه و بررسي نظام‌مند هوش حيواني پرداخت. وي سال 1883 كتاب خود با عنوان «هوش حيواني» را منتشر كرد. اهميت اين كتاب از آن نظر است كه نخستين كتاب در زمينه روان‌شناسي تطبيقي درنظر گرفته شده است. او در كتاب خود تلاش كرد وجود سطح بالايي از هوش حيواني و شباهت آن با كاركرد هوش انسان را نشان دهد.

نخستين واكنش جدي به دستاوردهاي رومانس توسط كانوي للويد مورگان صورت گرفت. مورگان سخن از قانون ايجاز (law of parsimony)‌ به ميان آورد و آن را در مقابل انسان‌انگاري حيوانات (anthropomorphism)‌ مطرح كرد. مطابق قانون ايجاز وقتي مي‌توان رفتار حيواني را براساس فرآيندهاي ذهني پايين‌تر توجيه كرد نبايد به عنوان «بازده فرآيند عالي‌تر ذهن» تفسير شود. وونت نيز پيش از مورگان به اين مطلب اشاره كرده و چنين گفته بود كه «اصول توجيهي پيچيده‌تر، تنها زماني مي‌توانند به كار برده شوند كه ثابت شده باشد اصول ساده‌تر ناكافي هستند».

محمد مهدي ميرلو/ جام‌جم

تبریک

فرا رسیدن سال ۱۳۸۹ را به تمام خواننده گان محترم وبلاگ نوای وقت تبریک گفته وامیدوارم که این سال سال مملو از صلح موفقیت وکامیابی باشد.

گزارشي پيرامون 400 هزار شهروند كشور كه هرسال 8 ماه زنداني اند:‌

 چشم ديد ونگارش:‌شمس الحق  آريانفر

 ساحل نشينان بدبخت وفراموش شدة آمو دريا دربدخشان

درساحل درياي آمو اين ولسوالي ها موقعيت دارد :‌

 واخان  ،‌ اشكاشم ،‌  شغنان  ،‌ ماه  مي   ،  نسي  ,‌شكي   ,‌  كوف آب  ، خواهان .

دو  ولسوالي واخان و اشكاشم از طريق زيباك ازساحل دريا دور مي شوند وبه

 جانب فيض اباد مركز بدخشان مي روند .اما پنج يا  شش ولسوالي ديگر  راه سفر  وسوداي شان به جانب مركز بدخشان لب لب درياست قسمي كه ازيك ولسوالي به ديگر واز آن به سوم وهمين طور سفر را ادامه مي دهند تا اين كه به فيض آباد مي رسند. قسمي كه ازدور ترين نقطه يعني شغنان براي انتقال 10 ويا 20 كيلو مواد  بايد يك نفر 15  روزپياده راه برودتا به فيض آباد برسد  و  15  روز برگردد . يعني يكماه رفت وبرگشت اين سفر است و ازنزديكترين نقط كه ولسوالي خواهان باشد بايد   7  روز پياده سفر نمايي تابه فيض آبادبرسي و 7 روز برگردي يعني  14 روز سفر بايد صورت گيرد (نگاهي به نقشه كه ضميمه است واقعيت رانشان مي دهد).

 بايد گفت :‌اين سفر هاي مطلقا با پاي پياده است ويا بامركب چرا كه آنجا راه موتر وجود ندارد .ودراين سفر دراز بيشتر 20 يا 30 كيلو مواد را هم نمي شود انتقال داد . اكنون فكركنيد  نيازمندي هاي  مردم  اين چند ولسوالي كه  به درازاي بيشتر از  400 كيلومتر افتاده اند چگونه برآورده خواهد شد ؟ 

            بياد داشته باشيد كه راه پياده گرد دراين مناطق در4 يا 5 سال اخير با استفاده ازمواد كمكي تاجيكستان وتوسط مردم محل ايجا د گرديده است ودولت هاي افغانستان درطول قرنها اصلا  ازوضعيت اين نقاط آگاهي نداشته اند وهرسال صد ها نفر از لاش و جداره كو ه به قعر درياي آمو مي رفته است . اگر وقت يافتيد داستان  “   آتنگ ها  ” را ازمردمان محل بپرسيد كه با شنيدن آن خون ازچشم روزگار مي پرد .قصة مردمي كه درتركيدگي هاي جدار كوه چوبها را داخل مي كردند ويا به اندازه سر يك چوب درديوار كوه سوراخي به وجود مي آوردند ،‌چوبها را به آن داخل مي كردند و بعد ازفراز آن چوبها كه سرديگرش دربالا ي دريا معلق بودمي گذشتند . كافي بود كه اندك اشتباهي صورت گيرد ودرميانه درياي آمو سرنگون شوند .

            نكته جالب  ديگر اين است كه مردمان اين مناطق اين سفرهاي پرمشقت و يكماه پياده روي را هم به جان پذيرفته اند اگر هميشه وجود داشته باشد . بايد بدانيد كه اين به اصطلاح راه كه درمسيرش با صد ها برف كوچ روبرا ه هستي ، فقط درچهارماه سال باز است ديگر در7 يا 8 ماه سال دراثربارنگي هاي سنگين به صورت مطلق بسته مي باشد ومردم اين چند ولسوالي بدون هيچ جرم وگناهي زنداني ومحبوس دست طبيعت اند .بي سبب نيست كه ان جا را زندان سليمان خوانده اند  .بايد بدانيم كه اين ولسوالي ها ساحات بسياروسيعي ندارد بيشترين عرض زمين ساحلي درين ولسوالي ها 500 متر است كه درديگربخشها كم شده مي رود تا جاييكه فراوان مناطقي وجود دارد كه عرض ساحل صفر است ودريا درجدار شامخ كوهها پهلو مي سايد ومي رود كه راه  مردم ساز جديد دربلنداي 30 يا 40 متري آب آمو درآن جدارهاي  استوار وفلكسا ، بيشتر به پل صراط شبيه است باهمه دلهره آن .

            براي روشن شدن مطلب  نموداري را خدمت ارائه مي كنم .

            گفتيم مردم اين ولسوالي ها بايد يكماه سفرنمايند تا مقداري مواد را به خانه خود برسانند وآنهم فقط در4 ماه سال كه درديگر ايام سال راه دراثر بارندگي ها مسدود مي باشد.اكنون غرض روشني مطلب نمودار اين فاصله وراه پيمايي مشقت بار را مشخصا توجه نمائيد: نمودار 1:

شغنان 4      ماه مي  1    نسي   1     شكي  1    كوف آب   1     خواهان 7      فيض آباد         

                             جمعا ً     =15  روز

نمودار  2:

شغنان  -- ---------الي----- -----   ولسولي  ماه مي =====  4  روزپياده روي    

ولسولي ماه مي ------الي  -----------ولسولي   نسي    =====1   روزپياده روي

ولسوالي  نسي ------الي------------ولسوالي شكي       ====1    --------

ولسوالي  شكي -----الي  -----------ولسوالي كوف آب  ==== نيم  --------

ولسوالي كوف آب ---الي -----------  ولسوالي  خواهان =====1  ---------

ولسوالي خواهان ----الي ----------- مركز بدخشان  فيض آباد=7 --------

 جمعا سفرازشغنان باگذشتن ازديگرولسواليها تامركز=15 روز پياده روي. برگشت همچنان ازمركزبدخشان تا شغنان   ===15  -----                

                                      كليت سفر =    30 روز  

بايد گفت بدخشان ساحلي، به گونة‌دره پنجشير وهر دره ديگر است كه مناطق مسكوني دردوكنار دريا قرا ر دارد . دربدخشان تفاوت اين است كه دوكنار دريا دوكشوراست . درطرف بدخشان راه ياسرك قير وجود دارد ودرمقابل، درآن طرف دريا افغانها بامركب هاي خود حركت دارند تا بعد ازيكماه راه پيمايي     3 سير نمك يا تيل وچاي بياورد .

             مشكل  مردم افغانستان درين محل در شرايط حاضر نبود راه موتر رو،‌ نرسيدن نياز هاي جدي و اساسي مردم از قبيل نمك, ‌‌چاي، ‌تيل، ‌شكر، صابون، البسه وقرطاسيه است. (بنده 1500پسر و1300 دختر را در مكتب پسرانه پسران و دختران ولسوالي ماه مي، ديدم كه اصلا كتاب وقرطاسيه نداشتند)

همچنان عدم وجود بازار فروش براي توليدات محل ازقبيل :‌مواشي ،  روغن نباتي، كچالو، سيب، چارمغز‌، زرد آلو، ‌توت،‌ پوست، پشم و . . . است. اين مشكلات در شرايط حاضر و يا در كوتاه مدت اصلاً قابل حل نيست ولي راه‌هاي وجود دارد كه با توجه دقيق وجدي گرفتن آن موارد، مشكل كاملاً حل مي‌گردد كه ذيلاً پيشنهاد مي گردد:‌

پيشنهاد :‌

 قرار است آغاخان 5 پل روي آمودريا بسازد . ازين شمار  2 پل ساخته شده است. قرار بود بازارچه هاي سرحدي براي حل مشكل مردم دو طرف دريا ايجاد گردد ولي تا هنوز عملي نشده است. موسسه آغاخان كه اين پلها را به همين منظورساخته است پيوسته تقاضا دارد، تا بازارچه ها فعال گردد. جانب تاجيكستان نيز آماده است ولي گفته مي شود جانب افغانستان تاهنوز در مورد تصميم نگرفته است. اميد است درين مورد توجه فرمائيد تا مردم مناطق ساحلي افغانستان از مشكلات مرگ آور نجات پيداكنند. تصميم شما در صحبت با جانب تاجيكستان و موسسه آغاخان ويا آماده گي تان در فعال شدن بازارچه خدمتي است كه اهميت انساني واجر اخروي آن بيرون از اندازه است. به خصوص درهمين لحظه كه در جلسه اقتصادي كشورهاي منطقه آمده ايد. چه خدمت اقتصادي وتجارتي بهتر  ازاين .

            2- با جانب تاجيكستان صحبت شود، تا مردم اين ولسوالي‌ها باگذشتن از پلها بتوانند در سفر از يك ولسوالي تا ولسوالي ديگر از موتر و راه قير شده تاجيكستان استفاده نمايند. اين كار ممكن است و بسيار به سادگي قابل كنترول است. درين صورت بي آنكه 400 كيلومتر سرك ساخته شود - كه در آن محل با در نظرداشت شرايط افغانستان اصلاً غير  ممكن است – مردم را به راه وسرك قير، مي رسانيدكه فقط يك دريا ازآنها فاصله دارد و سفر يك هفته ويا 10 روز پياده را به چند ساعت تبديل  مي‌نمائيد.

            در هر دوي اين موارد سودي از همه بيشتر را جانب افغانستان خواهد برد.

در آنجا و در آن محل جز تجارت مواد اوليه ياد شده هيچ نوع تجارت ديگر ممكن نيست. اصلا يك نفر از افغانستان قطعا نمي  تواند درآن راه پر مشقت چيزي ازديگر شهر ها براي تجارت به آن محل برساند. تاجيكها كه راه موتررودارند مي توانند براي نيازمردم جانب افغانستان تيل، نمك، چاي، شكر، صابون، قرطاسيه را به بازارجه هاي خود برسانند و مردم ما با فروش محصولات محلي خود: چون مواشي، پوست، پشم،  روغن حيواني، كچالو، توت، سيب، چارمغز و غيره در آن بازارچه ها،مي توانند مواد مورد نياز خود را خريداري نمايند.

            نقشة‌ منطقه را بانشاني ولسوالي هاي سرحدي ،فاصله پياده روي  ميان ولسوالي ها فاصله هر ولسوالي تامركز بدخشان فيض آباد را ضميمه اين ياد داشت نمودم كه مي توانيد به‌آن دقت فرمائيد ، باقي تصميم برشماست . امورمملكت خويش خسروان دانند . به قول حضرت سعدي ازحكيمان بلاغ باشد وبس .

دروس آنتونی رابنز

سلامت، وضع مالی، روابط و قانون هدایت تاکنون شیوه ها ، ابزارها و درسهایی را در زمینه تسلط برنفس ارائه کرده ایم. اکنون می خواهیم از همه اینها نتیجه بگیریم و حاصلی بدست آوریم. هر یک از صفحات این بخش را که مطالعه می کنید، در همان حال به جنبه های گوناگون جسمی، مالی، و ارتباطی زندگی توجه ، و روشی را ابداع کنید تابتوانید هر روز بر اساس بالاترین معیارهای خود زندگی کنید. قبلاٌ یاد گرفته اید که چگونه نظام عصبی خود را شرطی کنید تا با تغییر رفتار، به نتایج دلخواه برسید. اکنون می خواهیم بگوییم که سرنوشت جسمانی شما نیزبستگی به این دارد که چگونه سوخت و ساز و عضلات خود را شرطی کنید تا انرژی لازم و تناسب اندام دلخواه در شما ایجاد شود. کارهایی که برای مراقبت از جسم و تامین سلامت خود به طور منظم انجام می دهید کدام است؟ چه عاملی سبب می شود که جسم انسان، با حداکثر توان خود کار کند؟ پیروزی باور نکردنی ستو میتل من اهمیت بعضی از اصول پایه را نشان می دهد. میتل من، رکورد دو استقامت را شکست و مسافت 1609 کیلومتر را در 11 روز و 19 ساعت دوید و به طور متوسط روزانه بیش از 135 کیلومتر را طی کرد! شگفت انگیز تر آنکه به شهادت ناظران عینی ، در پایان مسابقه، سر حال تر از اول به نظر می رسید و کمترین آسیبی از نظر جسمی ندیده بود. چه عاملی باعث شد که او بتواند از همه تواناییهای جسمی خود استفاده کند و حتی تواناییهای خود را افزون سازد بی آنکه کوچکترین صدمه ای به جسم او واردآید؟ اول اینکه او سالها تمرین جسمی کرده بود و ثابت کرد که اگر ما بطور مداوم و روز افزون انتظارات صحیحی از خود داشته باشیم می توانیم خود را با هر شرایطی سازگار کنیم. دومین امتیازی که باعث شد ستو میتل من رکورد تازه ای در زمینه دو استقامت بر جا بگذارد چه بود. او دانسته بود که سلامت جسمی و آمادگی جسمانی دو موضوع جداگانه اند. طبق گفته دکتر فیلیپ مفتون ( آمادگی جسمانی عبارت از توان انجام فعالیتهای ورزشی است). اما سلامت جسمی تعریف گسترده تری داردو ( عبارت از حالتی است که همه دستگاههای بدن بصورت بهینه کار کنند).خیلیها فکر می کنند که آمادگی جسمانی شامل سلامت جسمی نیز می شود، اما این دو لزوماٌ با یکدیگر همراه نیستند . اگر آمادگی جسمانی به قیمت از دست رفتن تندرستی به دست آید عمر ما چندان طولانی نخواهد شد که از اندام متناسب خود لذت ببریم. در نظر شما کدامیک مهمتر است؟ آیا تعادلی بین سلامت و آمادگی جسمانی بر قرار کرده اید؟ چگونه بر سلامت جسمی خود بیفزایید؟بهترین راه آن است که تفاوت بین ورزشهای قند سوز و چربی سوز و تفاوت بین بنیه و نیروی جسمی رادرک کنیم. ورزشهای چربی سوز اکسیژن زیادی را به مصرف می رسانند و شامل تمرینهای معمولی هستند که می توان آنها را به مدت طولانی انجام داد. این تمرینها که باعث تقویت بنیه می شوند برای تامین انرژی در درجه اول از چربیهای بدن استفاده می کنند. بر عکس ورزشهای قند سوز مستلزم افزایش مصرف اکسیژن نیستند و فقط به مدت کوتاهی قابل انجامند . این تمرینها در درجه اول باعث سوختن گلیکوژن و ذخیره شدن چربی دربدن می شوند. آیا خود را سالم می دانید ؟یا دارای آمادگی جسمی ؟ یا هیچکدام؟ چرا اغلب آمریکائیان از خستگی رنج می برند؟ بسیاری از مردم از آنجا که می خواهند در کوتاهترین مدت بزرگترین نتیجه را بدست آورند لذا با توجه به فشارهای عصبی و نداشتن وقت کافی به ورزشهای قند سوز رومی آورند. با انجام ورزشهای قند سوز ذخیره گلیکوژن آنها به زودی تمام می شود و نظام سوخت و ساز بدنشان به مصرف قند خون( که دومین منبع سوخت است) می پردازد و همین امر باعث سر درد، خستگی و مشکلات دیگر می شود. چگونه می توان ورزشهای قند سوز را به چرب سوز مبدل کرد؟ ساده ترین راه آن کند کردن حرکات است.طبق نظر دکتر مفتون ورزشهایی نظیرپیاده روی،شنا، دوچرخه سواری، دو آهسته می توانند بصورت قند سوز یا چربی سوز انجام شوند. در هنگام انجام، اگر ضربان قلب کند باشد این ورزشها چربی سوز و اگر تند باشد قند سوز به شمار می آیند. آیا لازم است سرعت خود را کاهش دهید؟ در هنگام ورزش؟ یا بطور کلی در نوع زندگی؟ برای اینکه بدن خود را به ماشینی چربی سوز مبدل کنید باید نظام سوخت و ساز بدن خود را آموخته کنید تا بصورت چربی سوز کار کند. دکتر مفتون یک دوره دو تا هشت ماهه را برای پرداختن انحصاری به ورزشهای چربی سوز پیشنهاد می کند. برای اینکه تعادلی میان تندرستی و آمادگی جسمانی برقرار شود باید پس از این مدت، هفته ای یک تا سه بار بطور منظم به ورزشهای قند سوز بپردازید. برای حفظ تندرستی خود آیا به مشاور نیاز دارید ؟ آیا به کتاب یا منابع دیگر رجوع می کنید؟ لودویگ ویت گن اشتاین فیلسوف انگلیسی گفته است ( جسم انسان بهترین تصویر روح است). آیا جسم شما درباره شخصیت درونیتان چه می گوید؟ احتمالاٌ مهمترین عامل ایجاد تندرستی اکسیژن است . بدون اکسیژن، یاخته ها ضعیف می شوند و می میرند. برای اینکه در هنگام ورزش، اکسیژن اندامها تمام نشود باید بدانید که آیا حرکات شما بصورت چربی سوز بوده است و یا از آن حد تجاوز کده و به مرحله قند سوزی رسیده است. به سئوالات زیر پاسخ دهید. 1- آیادر هنگام ورزش قادر به سخن گفتن هستید ( چربی سوز) یا از نفس افتاده اید( قند سوز)؟ 2- آیا تنفس شما منظم و قابل شنیدن است ( چربی سوز) یا نفس نفس می زنید( قند سوز)؟ 3- آیا در عین خستگی از حرکات ورزش لذت می برید ( چربی سوز) یا با اکراه ورزش می کنید( قند سوز)؟ 4- اگر حداقل فشاری که به عضلات وارد می شود باعدد صفر و حداکثر آن با عدد 10 بیان کنیم چه نمراه ای به خود می دهید؟ اگر خود را بین 6 تا 7 ارزیابی کنید عالی است چنانچه نمره شما بیشتر از هفت باشد وارد مرحله قند سوز شده اید. برای اینکه تمرینهای ورزشی فرحبخشی را جزو برنامه منظم زندگی خود قرار دهید به نکات زیر توجه کنید. 1- آیا ورزشهای مرتب شما بصورت قند سوز و یا چربی سوز انجام می شوند؟ آیا با احساس خستگی از خواب بیدار می شوید؟ آیا بعد از ورزش احساس گرسنگی شدید، سرگیجه، و یا کوفتگی عضلات می کنید؟ آیا علی رغم تلاشهای خود لایه چربی بدنتان فرقی نکرده است؟ اگر پاسخ شما به همه یا بعضی از این سئوالات مثبت است به احتمال زیاد بصورت قند سوز ورزش می کنید. 2- یک دستگاه کوچک تعیین ضربان قلب بخرید، تا در هنگام ورزش نگذارید ضربان قلب شما از حد معین بالاتر رود، از خرید این دستگاه پشیمان نخواهیدشد. 3- بریا شرطی کردن نظام سوخت و ساز بدن خود برنامه ریزی کنید تا ضمن سوختن چربیهای بدن انرژی لازم در شما ایجاد شود، این برنامه را حداقل به مدت 10 روز اجرا کنید. کمتر چیزی است که در زندگی انسان به اندازه روابط او اهمیت داشته باشد. هیچ موفقیتی انسان را ارضاء نمی کند مگر اینکه آن را با کسی در میان بگذارد.در واقع عالیترین احساس انسان احساس همبستگی است. در روزهای آینده 6 اصل اساسی را برای موفقیت در زمینه روابط، خصوصاٌ روابط زناشویی بیان خواهیم کرد. قبل از هر چیز باید ارزشها و قوانین مورد قبول طرف مقابل را بشناسید. هر قدر یکدیگر را دوستع بدارید و هر قدر روابطتان صمیمانه باشد اگر مرتباٌ قوانین یکدیگر را نادیده بگیریرد خواه نا خواه بر خوردهایی بین شما ایجاد خواهد شد. اگر قوانین همسر خود را نمی دانید و یا آنها را فراموش کرده اید، آنها را دریابید. اگر مدتهاست که در این باره با همسر خود گفتگو نکرده اید خوب است برای اطمینان آنها را از یکدیگر بپرسید. عشق و زناشویی محلی برای بخشیدن و خوشبخت کردن طرف مقابل است، نه جایی برای بدست آوردن چیز هایی که نداریم. در روابط خود با ارزشترین چیزی که بخشیده اید چیست؟ برای تحکیم مناسبات زناشویی مراقب علائم هشدار دهنده باشید. با تشخیص به موقع و چاره جویی فوری می توانید پیش از آنکه کدورتهای جزئی به اختلافات بزرگی مبدل شوند، آنها را از بین ببرید. آیا در روابط شما علائم هشدار دهنده ای وجود دارد که لازم باشد به آنها توجه کنید؟ برای اینکه؟ ( غول را در کودکی بکشید) امروز چه کارهایی را باید انجام دهید تا اختلافاتتان دامنه پیدا نکند. بسیاری از روابط گسیخته می شوند بی آنکه حتی طرفین، علت آن رابدانند . برای موفقیت در زمینه روابط مهمترین و بهترین راه ان است که مطالب خود را به روشنی و رو در رو بگویید. اطمینان حاصل کنید که قوانین یکدیگر را می دانید و به آنها احترام می گذارید. برای اینکه جلو بگو مگو هایی را که هیچ علت معقولی ندارند و صرفاٌ برای غلبه بر طرف مقابل ادامه می یابند بگیرید شیوه ای ابداع کنید. از کلمات دگرگون کننده برای جلوگیری از مشاجره استفاده کنید. مثلاٌ بجای اینکه بگویید( من نمی توانم آن رفتارت را تحمل کنم) بگویید( من ترجیح می دهم این رفتار را داشته باشی). آیا روابط عاشقانه شما جزو مهمترین اولویتهای زندگی است؟ اگر چنین نباشد مسائل فوری که هر روز اتفاق می افتد نسبت به آن اولویت پیدا می کنند و در نتیجه میل شما به یکدیگر روز به روز کاهش می یابد. نگذارید روابط صمیمانه شما بصورت رابطه عادتی در آید. شور و هیجان داشته باشید و از اینکه فرد بی همتایی را در زندگی خود دارید سپاسگزار باشید. برای اینکه روابط شما با دوام باشد، هر گز قطع رابطه را عنوان نکنید. تنها گفتن جمله ( اگر فلان کار را بکنی، می گذارم و می روم) کافی است که امکان جدایی را بوجود بیاورد. بجای آن هر روز راهیبرای بهتر شدن روابط خود بیندیشید. تمام زوجهای موفقی که می شناسم و روابط آنها رضایتبخش بوده و به مدت طولانی ادامه داشته است برای خود قانونی دارند و آن این است که هر قدر خشمگین شوند و هر اندازه از طرف مقابل آزرده خاطر باشند، بدون چون و چرا خود را به حفظ روابط پابند می دانند. یکی از بهترین کارهایی که هر روز می توانید انجام دهید این است که محاسن طرف مقابل را در ذهن خود مرور کنید. احساس همبستگی فرد را تقویت کنید و مثلاٌ با گفتن ( چگونه این خوشبختی نصیب من شد که تو وارد زندگی من شدی؟) احساس عشق و صمیمیت را در خود تازه نگه دارید. بطور مداوم در جستجوی راههایی باشید که طرف مقابل را شگفت زده کنید و مراتب قدردانی خود را به یکدیگر ابراز نمایید. طرف مقابل را ملک طلق خود فرضش نکنید و لحظات زیبایی در زندگی بیافرینید که روابطتان را بصورت افسانه در آورد؟ امروز چه خدمتی می توانید به فرد محبوب خود بکنید. آیا می خواهید که روابطی رویایی با همسر خود داشته باشید؟ به این چند اصل اساسی توجه کنید. 1- اوقات خود را صرف وجود ارزشمند یکدیگر کنید و آنچه را که از نظرهمسرتان مهم است کشف نمایید. بالاترین ارزشهای شما در زمینه روابط کدام است و چه اتفاقی باید بیفتد تا احساس کنید که آن ارزش تامین شده است. 2- بپذیرید که عاشق بودن مهم تر از حق به جانب بودن است. اگر متوجه شدید که دارید در مورد اینکه حق به جانب شماست بیش از حد اصرار می کنید، الگوی خود را درهم بشکنید. اگر لازم می دانید سکوت کنید و به مشاجره خاتمه دهیتد تا به حال عادی بر گردید و راهی برای حل اختلاف پیدا کنید. 3- الگویی ابداع کنید و با یکدیگر قرار بگذارید که در هنگام بروز خشم و مشاجره، برای تغییر حالت از آن استفاده کنید. الگویی عجیب یا مضحک طرح کنید و آن را بصورت شوخی بین خود قرار بگذارید به طوری که یادآوری آن طرف مقابل را به خنده بیندازید. 4- با بروز اندک کدورتی موضوع را با ملایمترین لحن با او در میان بگذارید. مثلاٌ( می دانم که اشکال از کج فهمی من است اما وقتی فلان کار را می کنی حس می کنم که عقیده ام نسبت به تو کمی سست شده است). 5- برنامه منظمی داشته باشید تا هفته ای یک بار و یا دست کم ماهی دوبار با همسر خود شبهای عاشقانه داشته باشید. برای این منظور از پیش برنامه ای تفریحی و رویایی فکر کنید. 6- روزی یک بار حتماٌ همسر خود را ببوسید! خیلیها به اشتباه تصور می کنند که اگر بقدر کافی پول داشته باشند، تمام مشکلاتشان بر طرف می شود. در حالی که پول، به خودی خود به ندرت موجب رهایی شان می گردد. اما این هم به همان اندازه اشتباه است که فکر کنیم وسیعتر شدن امکانات مالی و مهارت در مسائل اقتصادی، نقشی در افزایش امکان رشد و مشارکت و ایجاد ارزشهایی برای ما و دیگران ندارد. تحصیل ثروت، کاری آسان است. با وجود این، بیشتر افراد به این کار موفق نمی شوند، زیرا در شالوده مالی آنان، رخنه ها و خلل هایی وجود دارد که همان تضاد های ارزشی و اعتقادی است. بزرگترین عاملی که باعث کمی شود افراد، از موفقیتهای مالی اجتناب کنند آن است که درباره ثروت، عقاید مختلطی دارند.این افراد در عین حال که به مزایای رفاه مادی واقفند، ممکن است عقیده داشته باشندکه جمع آوری ثروت محتاج تلاش و کوشش طاقت فرسا، یا انحراف از معیارهای اخلاقی است و یا اینکه افراد ثروتمند از وجود دیگران سوء استفاده می کنند. علت دیگر آن است که تصور می کنند تحصیل ثروت، کاری پیچیده، و محتاج تخصص است. هر چند که استفاده از نظرات متخصصان امور مالی، کاری صحیح است، اما باید یاد بگیریم که مسئولیت تصمیمهای خود را بپذیریم و عواقب آنها را درک کنیم. پس از پنج سال مطالعه مستمر در علت موفقیت افراد، دریافته ام که برای بهبود وضع مالی، پنج کلید وجود دارد. کلید اول، توانایی ایجاد ثروت است. اگر بتوانید راهی پیدا کنید که ارزش کار خود را افزایش دهید و به ده الی پانزده برابر زمان حاضر برسانید، در آن صورت درآمدتان به آسانی افزایش خواهد یافت. از خود بپرسید( چگونه می توانم ارزش کار خود را در این سازمان افزایش دهم؟ چگونه می توانم کاری کنم که شرکت، در مدت کمتری به هدفهای بیشتری دست یابد؟ چگونه می توانم کیفیت کالا و سود آوری آن را بالاتر ببرم و در عین حال، هزینه ها را کاهش دهم؟ چه نظامهای تازه ای را می توانم پیاده کنم؟از چه تکنولوژیهایی می توانم استفاده کنم تا این شرکت، از رقیبان خود جلو بیفتد؟) کلید دوم، نگهداری ثروت است.تنها راه این کار، آن است که کمتر از درآمد خود خرج کنید، و درآمد باقیمانده را سرمایه گذاری نمایید. پس انداز کردن پول، هدفی ارزشمند است، اما به خودی خود باعث افزایش ثروت نمی شود. سومین کلید مهارتهای مالی، افزایش ثروت است. راه این کار، آن است که کمتر از درآمد خود خرج کنید، مابقی را سرمایه گذاری کنید، و درآمد حاصل از آن را هم دوباره سرمایه گذاری نمائید. این کار باعث می شود که سرمایه بجای شما کار کند و رشد، آن حالت تصاعدی داشته باشد. هر چه درآمدهای خود را کمتر خرج و بیشتر سرمایه گذاری کنید، زودتر به استقلال مالی می رسید. هیچکس نمی خواهد لقمه چربی برای سوء استفاده ای دیگران باشد. چهارمین کلید مهارتهای مالی، نگهداری ثروت است. در جو فعلی آمریکا، بسیاری از ثروتمندان بیش از زمانی که ثروتمند نبودند احساس عدم امنیت می کنند. دلیلش آن است که می دانند در هر لحظه، به دلایلی که گاه به کلی واهی است، امکان دارد که علیه آنها اعلام جرم و اقامه دعوا شود. البته باید گفت که برای حفظ اموال نیز راههای قانونی خوبی پیدا شده است. آیا حفاظت از داراییهای خود را لازم می دانید؟ حتی اگر هنوز به مرحله ای که نگران اموال خود باشید نرسیده اید، خوب است با فرد متخصصی در این مورد مشورت کنید و در این مورد نیز، مانند سایر موارد زندگی، از راههایی که دیگران رفته اند، سر مشق بگیرید. برای اینکه از رفاه اقتصادی بر خوردار شوید، مدت زیادی صبر نکنید. پنجمین کلید مهارتهای مالی آن است که از داراییهای خود بهره مند شوید . بیشتر افراد، منتظرند تا دارایی آنها به حد معینی برسد. اما اگر جمع آوری ثروت، لذتها و دلخوشیهایی را همراه نداشته باشد، به زودی از این کار خسته می شوند و دست از تلاش می کشند. پس، گاهگاهی پاداش خویشتن را فراموش نکنید( پاداش اتفاقی). در ضمن صدقه و بخشش را فراموش نکنید. بخشیدن مال، این احساس را در شما به وجود می آورد که بیش از حد نیاز خود ، درآمد دارید. ثروت واقعی، فقط نوعی احساس است: احساس رفاه و فراوانی مطلق. پول هیچ ارزشی ندارد، مگر اینکه به کمک آن تاثیر مثبتی در زندگی افراد مورد علاقه خود بگذاریم، و اگر یاد بگیریم که چگونه با درآمد خود خدمتی به دیگران بکنیم، به بزرگترین شادمانیهای زندگی دست می یابیم. اکنون برای بهبود وضع مالی خود اقدام کنید: 1- عقایدی را که درباره پول دارید، بررسی کنید. عقاید منفیرا زیر سئوال ببرید و عقاید مثبت را تقویت کنید. از مراحل ششگانه تداعی عصبی شرطی استفاده کنید. 2- ارزش شغل خود را بالا ببرید و برای کارفرمای خود مفیدتر باشید، ولو آنکه بابت آن دستمزد اضافی نگیرید.تصمیم بگیرید که دست کم، ده برابر به ارزش کار خود بیفزایید. 3- دست کم ده درصد از درآمد خود را پس انداز و سپس سرمایه گذاری کنید. 4- از راهنمایی متخصصان، در تصمیم گیریهای مالی و حفظ دارایی خود استفاده کنید. 5- پاداشهایی به خود بدهید تا تلاشهای مالی شما با لذت همراه باشد.در حق چه کسی می توانید خدمت خاصی انجام دهید؟ برای اینکه امروز کار را شروع کنید، چگونه به تقویت روحیه خود می پردازید؟ بسیار خوب است که برای ارزشهای مورد قبول خود سلسله مراتبی داشته باشید. اما اگر وسیله سنجشی در اختیارتان نباشد، از کجا می فهمید که روز به روز و لحظه به لحظه بر اساس ارزشها و فضایل مورد قبول خود زندگی کرده اید؟ خدمت به همنوع، شاید جزو والاترین ارزشهای شما باشد. اما چگونه دائماٌ به دیگران خدمت می کنید؟ عشق، شاید در فهرست شما بالاترین مقام را آورده باشد، اما می دانید که در بسیاری از لحظات زندگی خود عاشق نبوده اید. راه حل چیست؟ دستورالعمل یا قانونی برای هدایت و کنترل خود داشته باشید. چگونگی آن را در صفحات بعد شرح خواهیم داد. آیا تا به حال موردی برایتان پیش آمده است که صد در صد و به طور مطلق بدانید که چه باید بکنید ( هر چه می خواهد بشود، بشود)؟ بیشتر ما هرگز به این مرحله از یقین نمی رسیم، مگر آنکه پیشا پیش خصوصیاتی را برای خود در نظر گرفته باشیم که همیشه بر اساس آنها زندگی کنیم. اگر این موارد را روی کاغذ بیاوریم. دستورالعملی به وجود می آید که من آن را ( قانون هدایت) می نامم و در سفر زندگی، به منزله نقشه راههاست. 1- برای اینکه براساس عالیترین اصول و ارزشهای خود زندگی کنید، باید دائماٌ دارای چه روحیات و عواطفی باشید؟فهرستی از این حالات روحی تهیه کنید. این فهرست باید آنقدر مفصل باشد که کمال و تنوع دلخواه را داشته باشد، و آنقدر مختصر باشد که واقعاٌ هر روز بتوان همه آن حالات را تجربه کرد. 2- در برابر هر یکاز آن حالات و خصوصیات، قانونی برای نحوه احساس آن ذکر کنید. مثلاٌ ( هنگامی شاد و سر حال هستم که به مردم لبخند بزنم) یا ( هنگامی شکر گزارم که یادم باشد چه چیزهای خوبی در زندگی خود دارم). 3- خود را مقید کنید که دست کم روزی یک بار، هر یک از آن حالات را احساس کنید.می توانید( قانون هدایت)خود را روی کاغذی بنویسید و همیشه با خود داشته باشید، و یا نسخه هایی از آن را روی میز کار و یا کنار تختخواب خود قرار قرار دهید. گاهگاهی به این دستورالعمل نگاه کنید و از خود بپرسید ( آیا امروز، کدامیک از این حالات در من بوده است؟کدامیک نبوده است و چگونه می توانم تا پایان امروز، آن را در خود به وجود آورم؟

کاش می شد نغمه یاران شنید

كاش مي شد نغمه ياران شنيد

كاش مي شد شور و مستي را چشيد

كاش مي شد بانگاهش تر شويم

كاش مي شد ناز او را هي كشيد

كاش مي شد عشوه معشوق ديد

كاش مي شد رنج عشقش را كشيد

كاش مي شد همچو باران در كوير

با دل و جانش تمنا را كشيد

كاش مي شد با لبانش يار بود

كاش مي شد نوش دارو را چشيد

كاش مي شد همراه حرف دلش

كاش مي شد با دل او زار گريست

كاش مي شد غرق خواهش مي شديم

كاش مي شد هق هق عاشق نشيد

كاش مي شد با صدايش مست شد

كاش مي شد با حضورش سبز شد

كاش مي شد در دلش غوغا بريخت

كاش مي شد با لب حسرت گريست

كاش مي شد همچون سياوش بود زار

كاش مي شد نغمه هايش را شنيد

   برای یک دوست واقعی نوشته شده

*    به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .

*  با مرد یا زنی ازدواج کنید که دلبسته ی گفتگو کردن با او هستید. زیرا هنگامی که پیرتر می شوید، مهارت های مصاحبه مانند دیگر مهارت ها بسیار برجسته می شوند .

*  همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید هزینه نکنید و یا همان اندازه که می خواهید نخوابید.

*    هنگامی که می گویید: دوستت دارم، منظورتان همین باشد .

*    هنگامی که می گویید :ببخشید، به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .

*    پیش از اینکه ازدواج کنید دستکم شش ماه نامزد باشید .

*    به عشق در نخستین نگاه باور داشته باشید .

*    هیچگاه به رویاهای کسی نخندید. مردمی که رویا ندارند هیچ چیز ندارند.

*  عمیق و با احساس عشق بورزید. شاید آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

*    در اختلافها با انصاف بجنگید و از کسی هم نام نبرید .

*    مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .

*    آرام سخن بگویید ولی سریع بیاندیشید .

*  هنگامی که کسی از شما پرسشی میکند که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟

*    به یاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ نیازمند خطرپذیری های بزرگ هستند .

*    هنگامی که کسی عطسه می کند به او بگویید عافیت باشد .

*    هنگامی که چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .

*  این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

*    نگذارید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان آسیب بزند .

*  هنگامی که آگاه می شوید که اشتباهی مرتکب شده اید، بیدرنگ برای برطرف کردن آن دست به کار شوید .

*    هنگامی که تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .

*    زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

*    یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.

*    این پیام را پیش خود نگه ندارید

*  این نوشته را بخوانید حتا اگر خرافاتی نباشید، اندرز های خوب و توانمندی لابه لای این خط ها وجود دارد.

*    این نوشته از سوی بنیاد آنتونی رابینز برای کامیابی شما جمع آوری شده است

*    این پیام را نگه ندارید .

*    به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .

*  با مرد یا زنی ازدواج کنید که دلبسته ی گفتگو کردن با او هستید. زیرا هنگامی که پیرتر می شوید، مهارت های مصاحبه مانند دیگر مهارت ها بسیار برجسته می شوند .

*  3 همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید هزینه نکنید و یا همان اندازه که می خواهید نخوابید.

*    هنگامی که می گویید: دوستت دارم، منظورتان همین باشد .

*    هنگامی که می گویید :ببخشید، به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .

*    پیش از اینکه ازدواج کنید دستکم شش ماه نامزد باشید .

*    به عشق در نخستین نگاه باور داشته باشید .

*    هیچگاه به رویاهای کسی نخندید. مردمی که رویا ندارند هیچ چیز ندارند.

*  9 عمیق و با احساس عشق بورزید. شاید آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

*    در اختلافها با انصاف بجنگید و از کسی هم نام نبرید .

*    مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .

*    آرام سخن بگویید ولی سریع بیاندیشید .

*  هنگامی که کسی از شما پرسشی میکند که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟

*    به یاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ نیازمند خطرپذیری های بزرگ هستند .

*    هنگامی که کسی عطسه می کند به او بگویید عافیت باشد .

*    هنگامی که چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .

*  این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

*    نگذارید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان آسیب بزند .

*  هنگامی که آگاه می شوید که اشتباهی مرتکب شده اید، بیدرنگ برای برطرف کردن آن دست به کار شوید .

*    هنگامی که تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .

*    زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

*    یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.

*    این پیام را پیش خود نگه ندارید

 

تقدیم به آنانیکه میخواهند تصمیم بگیرند وبرخیزند حرکت کنند وبرنگردند

 چگونه به خواسته هاي واقعي خود برسيم رنج، لذت ، و نيروي روحيه
براي اينكه به خواسته هاي خود برسيد ، بايد ابتدا ببينيد چه عواملي شما را از تلاش و كوشش در جهت رسيدن به هدف، باز مي دارند. كارهايي هست كه تا آخرين لحظه از انجام آنها خودداري مي كنيم.( مثلاٌ پرداخت ماليات). علتش آن است كه پرداخت ماليات، ممكن است بعداٌ حتي ما را دچار عواقب دردناكتري سازد.اما همين كه 14 آوريل فرا مي رسد تمام ترديدها و تعللها از ميان مي رود ، زيرا نظر ما درباره آنچه كه مايه رنج يا لذت است عوض مي شود و متوجه مي شويم كه انجام ندادن عمل بمراتب دردناكتر از انجام دادن آن است.

 

 

براي ايجاد تغيير در زندگي ، مي توان از همين نكته استفاده كرد. در آينده بجاي اينكه از خود بپرسيد ( چگونه مي توان از انجام اين كار دردناك خودداري كرد؟ )بپرسيد( اگر اكنون اين كار را نكنم ، در آينده به چه قيمتي برايم تمام خواهد شد؟

نيروي رنج، مي تواند در خدمت شما باشد، به شرط اينكه از آن به صورت صحيح استفاده كنيد. ` آيا ما نيز صرفاٌ نوعي حيوان هستيم و همچون سگ معروف پاولف، در مقابل تنبيه يا پاداش، عكس العمل نشان مي دهيم؟ البته چنين نيست. يكي از امتيازات بزرگ انسان بودن ، اين است كه مي توانيم خودمان تعيين كنيم كه از چه چيزي رنج يا لذت ببريم. به عنوان مثال، كسي كه دست به اعتصاب غذا مي زند، رنجي جسماني را تحمل مي كند و حتي ممكن است از كار خود لذت ببرد، زيرا اعتقاد دارد كه با جلب توجه جهانيان به هدف ارزشمند خود، نتايج مثبتي به دست مي آورد. همه ما داراي اين حق انتخاب هستيم. رمز موفقيت اين است كه ياد بگيريم تا از نيروهاي رنج و لذت به نفع خود استفاده كنيم.آيا در زندگي شما چيزي وجود دارد كه نسبت به آن رنجي غير ضروري احساس كنيد؟ آيا در مقابل آن ، صرفاٌ واكنش نشان مي دهيد، يا از حق انتخاب خود استفاده مي كنيد؟ آيا مي توانيد مركز توجه خود را تغيير دهيد و واقعه ظاهراٌ دردناكي را به فرصتي لذتبخش براي يادگيري، رشد، يا كمك به ديگران مبدل كنيد.
چيزهايي كه آنها را باعث رنج و يا مايه لذت مي دانيد، سرنوشت شما را شكل مي دهند. براي خلاصي از رنج و كسب لذت، هركسي الگوي رفتاري خاصي را فرا گرفته و از آن استفاده مي كند. بعضي ها به الكل ، مواد مخدر، و پر خوري پناه مي برند و يا با دشنام و اهانت ديگران را مي آزارند. بعضي ديگر از ورزش، يادگيري ، گفتگو، كمك به ديگران و يا ايجاد دگرگونيها كسب لذت مي كنند.

الگوي رفتاري شما براي فرار از رنج و كسب لذت چيست؟

اين الگوها تاكنون چه تاثيري بر نحوه زندگي شما گذاشته است؟ فهرستي از شيوه هاي مورد استفاده خود تهيه كنيد . هنگامي كه مي خواهيد از اوقات خود لذت بيشتري ببريد به تماشاي تلويزيون مي نشينيد؟ سيگاري روشن مي كنيد؟ مي خوابيد؟ آيا راههاي مثبت تري براي فرار از رنج و كسب لذت سراغ داريد؟

در بيشتر مردم، ترس از زيان، قويتر از ميل به جلب منفعت است. اغلب افراد براي حفظ چيزهايي كه دارند، بيشتر حاضر به تلاش هستند تا براي تحقق آرزوها و روياهاي خود .
دو حالت را در نظر بگيريد : حالت اول – در پنج سال گذشته يكصد هزار دلار اندوخته ايد و مي خواهيد آنرا از دستبرد و آفت حفظ كنيد. حالت دوم – طرحي در پيش رو داريد كه اگر آنرا اجرا كنيد ، ظرف پنج سال آينده يكصد هزار دلار بدست مي آوريد. براي كداميك از اين دو هدف ، حاضريد بيشتر تلاش كنيد؟

وقتي در ديگران عظمتي را مشاهده مي كنيم، غالباٌ تصور مي كنيم كه آنها اصولاٌ خوشبخت هستند و استعداد يا موهبت خاصي به آنها عطا شده است . حقيقت، آن است كه اين افراد، از نيروها ومنابع انساني خود بهتر استفاده كرده اند، زيرا اگر تمام جوهر وجودي خود را ظاهر نمي كردند و همه توان خود را به كار نمي گرفتند ، دچار رنجي عظيم مي شدند. به عنوان مثال ، زندگاني ايثارگرانه مادرتراز ناشي از اين است كه وي رنجهاي ديگران را رنجهاي خود مي داند و لذا به كمك هركس كه در گوشه اي از دنيا رنج ببرد مي شتابد. بزرگترين لذت او در اين است كه آلام و دردهاي بشري را تخفيف دهد.

شما بيش ازهمه از چه چيزي رنج يا لذت مي بريد و اين موضوع ، چه نقشي در زندگي امروزيتان داشته است؟

اغلب الگوهاي ( خود اخلالي )ناشي از عواطف مختلط هستند و اين عواطف ، مسلماٌ مانع لذت و موفقيت ما در زندگي مي شوند.

مثلاٌ خيلي از مردم مي گويند كه خواهان وپول بيشتر هستند. اين افراد مسلماٌ داراي هوش و استعداد كافي هستند و مي توانن راهي براي افزودن بر دارائيهاي خود پيدا كنند . آنچه مانع اين افراد ميشود، عواطف مختلط ، يا ( شرطي شدن) هاي مختلط است. اين اشخاص ممكن است قبول داشته باشند كه پول فراوان، به معني آزادي وامنيت بيشتر وقدرت كمك به افراد مورد علاقه است. ليكن در عين حال، فكر مي كنند كه پول (زيادي) موجب اسراف، ابتذال و تجاوز مي شود.

اگر روزي متوجه شديد كه داريد دو قدم رو به جلو بر مي داريد و يك قدم رو به عقب ، يقين بدانيد كه به صورت مختلط ، شرطي شده ايد؛ يعني رسيدن به هدف را هم باعث رنج مي دانيد و هم مايه لذت.

آيا دچار عواطف مختلطي هستيد كه بر زندگيتان اثر گذاشته باشد؟

آيا در زندگي شما چيزي وجود دارد كه بخواهيد آنرا بهتر بسازيد ( مثل وضعيت مالي يا روابط با ديگران) ولي به نظر برسد كه عاملي شما را به عقب مي كشاند و مانع اقدام مي شود؟
پاسخ خود را روي يك صفحه كاغذ بنويسيد و »گاه خطي عمودي در وسط آن صفحه رسم كنيد. در ستون سمت راست، عواطف منفي و در ستون سمت چپ عواطف مثبتي را كه نسبت به آن داريد بنويسيد.

آيا كفه سمت راست ، به سمت چپ مي چربد؟ آيا يك احساس منفي وجود دارد كه به تنهايي هم وزن تمام عواطف مثبت باشد؟ اين تعادل يا عدم تعادل ، چه نقشي در موفقيتهاي قبلي شما داشته است؟

در زير نور درخشان آگاهانه ، غالباٌ عواطف منفي قدرت خود را از دست مي دهند. آگاهي ، اولين قدم است.

گاهي انسان بر سر دو راهيهايي قرار مي گيرد كه هر دو به رنج منتهي مي شود . به عنوان مثال ، بعضيها در زندگي زناشويي خود احساس بدبختي مي كنند . اما اگر از هم جدا شوند، تنها مي شوند و بيشتر احساس بدبختي خواهند كرد.در نتيجه هيچ كاري نمي كنند ...و همچنان احساس بدبختي ميكنند!

بجاي اينكه احساس كنيد در دام افتاده ايد ، سعي كنيد از نيروي رنج به سود خود استفاده كنيد . ببينيد در گذشته و حال، چه كشيده ايد! رنج را با چنان شدتي احساس كنيد كه شما را واداربه عمل سازد و سرانجام ناچار شويدكه فكري براي وضعيت خود بكنيد. ما به اين حالت، ( آستانه احساس) مي گوئيم . به جاي اينكه انفعالي داشته باشيد و صبر كنيد تا اين حالت عاطفي اجتناب ناپذير به سراغتان بيايد،چرا آگاهانه و فعالانه آنرا در خود ايجاد نمي كنيد تا انگيزه اي قوي در شما بوجود آيد وسعي كني از همين امروز زندگي خود را بهتر سازيد؟
استفاده از نيروي اراده هرگز كاري صورت نمي دهد و يا لااقل در دراز مدت شيوه اي غير موثر است . آيا تاكنون ، در زمينه اي – مثلاٌ در زمينه وضع جسماني خود – به آستانه احساس رسيده ايد؟ در چه مرحله اي دچار آن احساس شده ايد ؟ شايد با استفاده از قدرت اراده و گرفتن رژيم غذايي، باخويشتن به مبارزه پرداخته باشيد، اما البته هر نتيجه اي كه گرفته ايد جنبه موقت داشته است ،زيرا محروم كردن خويشتن از غذا ، هميشه دردناك است و مغز شما هرگز اجازه نمي دهد در شرايطي كه راه ديگري وجود داشته باشد ، دائماٌ رنج را تحمل كنيد .
پس چه بايد كرد؟راه حل آن است كه بجاي مبارزه با غرايز طبيعي ، حالت شرطي خود را نسبت به غذا عوض كنيد، تا اينكه ميل به غذا در شما كم شودوخوردن غذا ديگر لذتبخش نباشد، دائماٌ دردسرهايي را كه در اثر پرخوري كشيده ايد به خود يادآوري كنيد. پر خوري را رنج آور، و ورزش را امري لذتبخش تلقي كنيد تا به طور خودكار، در مسير صحيح بيفتيد.
يكي از تعريفهاي موفقيت از نظر من اين است: طوري زندگي كنيد كه دائماٌ احساس لذت فراوان كنيد و كمتر دچار رنج شويد، و با توجه به شرايط زندگيتان، كاري كنيد كه اطرافيانتان نيز طعم خوشي و لذت را بيشتر بچشند تا مزه رنج و سختي . براي انجام اين كار بايد از رشد فكري برخوردار باشيد و شوق كمك و خدمت در سر داشته باشيد.

با توجه به اين تعريف ، تاچه حد موفق هستيد؟ براي اينكه امروز ، از زندگي خود لذت بيشتري ببريد و يا باعث شويد كه نزديكانتان بيش از پيش از زندگاني خود بهره مند شوند، چه مي توانيد بكنيد؟

تعلل و عقب انداختن كارها، يكي از شايع ترين راههاي فرار از رنج است. اما اگر كاري را به تاخير بيندازيد، معمولاٌ نتيجه اش اين است كه بعداٌ به رنج و دردسر بزرگتري دچار مي شويد.
چه كارهايي را قبلاٌبه تعويق انداخته ايد كه امروز بايد به آنها رسيدگي كنيد؟ صورتي از اين كارها را تهيه كنيد و آنگاه به پرسشهاي زير، پاسخ دهيد.

1-      چرا تاكنون اين كار را انجام نداده ام ؟ قبلاٌ چه رنجهايي را به انجام اين كار ، نسبت داده ام؟
2- اين الگوي منفي ، تاكنون چه سودي برايم داشته است ؟

2-      اگر اكنون اين رفتار را تغيير ندهم در آينده به چه قيمتي برايم تمام خواهد شد و چه احساسي خواهم داشت؟

3-            اگر هر يك از اين كارها را اكنون انجام دهم ، چه فوايد و لذتهايي برايم در پي خواهد داشت؟

شايد تاكنون برايتان اتفاق افتاده باشد كه پس از انجام كاري، با خود گفته ايد ( چطور چنين اشتباه احمقانه اي را مرتكب شدم؟!) و يا برعكس ، كاري را انجام داده و سپس فكر كرده ايد ( عجيب است! چگونه به انجام چنين كاري موفق شدم؟)
چه عاملي سبب مي شود كه عملكردمان بد، و يا برعكس عالي باشد؟ اين موضوع، ارتباط چنداني با توانائيمان ندارد، بلكه اين حالت روحي و يا جسمي ما درهر لحظه است كه باعث مي شود افكار، اعمال، احساسات و يا عملكردهايي از ما سر بزند. اگر راز دستيابي به حالات روحي و عاطفي نيرومند را دريابيد، واقعاٌ مي توانيد دست به كارهاي شگفت آوري بزنيد. اگر در حالت صحيح روحي باشيد،بدون اينكه ظاهراٌ كوششي به عمل آوريد، افكار و نظرات تازه اي در ذهنتان جريان مي يابد.
اگر همه روزه در شرايط بالاي روحي و فكري بوديد، چه كارهايي را مي توانستيد انجام دهيد؟

فرهنگ جامعه ، صورتي از چيزهاي مطلوب را به همه ما فروخته است . به ما آموخته اند كه روزي ، پس از آنكه همه وقايع به شكل صحيحي اتفاق افتادند، سرانجام خوشبخت خواهيم شد. هنگامي كه همسر شايسته خود را يافتيم ...هنگامي كه بقدر كافي پول بدست آورديم... هنگامي كه از نظرجسمي در سلامت كامل بوديم... هنگامي كه فرزنداني داشتيم...هنگامي كه بالاخره بازنشسته شديم.حقيقت آن است كه آنچه بدست مي آوريم، احساس خوشي و رضايت را در ما به وجود نمي آورند،مگر آنكه ياد بگيريم كه حالت ذهني خود را بسرعت عوض كنيم .از اين گذشته ، شما اين چيزها را براي چه مي خواهيد ؟ آيا غير ازاين است كه به اعتقاد شما همسر دلخواه ،فرزند،پول و غيره سبب مي شود كه احساس بهتري پيدا كنيد ؟ اما سرانجام ، پس از آنكه به چيزهايي كه مي خواهيد ،رسيديد، چه كسي احساستان را بهتر مي سازد؟ البته خودتان چنين مي كنيد.پس چرامنتظريد ؟هم اكنون اين كار را انجام دهيد!
آيا مي دانيد چگونه بايد حال خود را بهتر سازيد ؟ آيا امكان دارد كاري كنيد كه هم اكنون احساس خوشبختي كامل، هيجان و شوروشوق كنيد؟ مسلم است! كافي است كه مركزتوجه خود را تغيير دهيد.

والسلام

  فایق

 

 

تقدیم به آنانیکه نمی خواهند گوسفند بمانند

 همه ما رويا ها و آرزوها يي داريم ... همه ما در اعماق روح خود مي خواهيم باور كنيم كه داراي موهبت خاصي هستيم، مي توانيم تغيير و تفاوتي ايجاد كنيم، مي توانيم به طريق خاصي در ديگران نفوذ كنيم و مي توانيم جهان فعلي را به صورت دنياي بهتري در آوريم.
آرزوي شما چيست ؟

شايد رويايي است كه آن را فراموش كرده ايد و يا درشرف زوال و نابودي است . اگر آرزوي شما عملي مي شد ، وضع امروزي شماچگونه بود؟
اكنون چند لحظه وقت صرف كنيد و در رويا و آرزوي خود فرو برويد و ببينيد خواسته واقعي شما در زندگي چيست ؟
كارهايي كه گاه به گاه انجام مي دهيم، ملاك نيستند، بلكه اعمال دائمي ما هستند كه نقش تعيين كننده دارند. پدر همه اعمال ما كدام است ؟ چه عملي در نهايت ، تعيين كننده شخصيت و راه زندگاني ماست ؟ پاسخ اين پرسش در كلمه تصميم نهفته است . در لحظات تصميمگيري است كه سرنوشت ما رقم زده مي شود . من بيش ازهر چيز ، اعتقاد دارم كه آنچه سرنوشت ما را تعيين مي كند ، شرايط زندگيمان نيست ، بلكه تصميمهاي ماست.
چه كسي باور مي كرد كه ايمان مردي آرام و بي ادعا ( حقوقداني كه به اصل مسالمت معتقدبود)چنان قدرتي داشته باشد كه امپراطوري وسيعي را واژگون كند ؟ مع ذالك تصميم مهاتماگاندي و اعتقاد او به اينكه بدون توسل به خشونت مي توان به مردم هند كمك كرد تا دوباره زمام كشور خود رابدست گيرند،يك رشته وقايع زنجيره اي غير منتظره را سبب شد .
ببينيد يك تصميم ، كه به موقع و با ايمان كامل به آن عمل مي شود ، چه نيرويي دارد. هنگامي كه خيليها اين كار را رويايي غير ممكن تصور مي كردند ، استقامت و پابندي گاندي به تصميمي كه گرفته بود ، آن رويا را به واقعيتي غيرقابل انكار مبدل كرد.نكته آن است كه خود را متعهد كنيم بطوري كه نتوانيم از تصميم خود بر گرديم .
اگر شما همين اندازه شور و شوق، ايمان و عمل در خود سراغ داشتيد كه بتوانيد حركتي توقف نا پذير را به وجود آوريد، دست به چه اقداماتي مي زديد؟
در درون هر يك از ما منابع نيروي عظيمي به وديعه نهاده شده است كه مي تواند ما رابه كليه آرزوهاي خود و حتي به چيزي بيش از آن برساند. يك تصميم ، مي تواند دريچه هاي بسياري را به روي ما باز كند و شادماني يا غم ، سعادت يا بي نوايي، با هم بودن يا انزوا ، عمر طولاني و يا مرگ زود رس را به ارمغان آورد.
از شمامي خواهم كه همين امروز ، تصميمي بگيريد كه بلافاصله موجب دگرگوني يا بهبود كيفيت زندگيتان شود.كاري را كه به تعويق انداخته ايد انجام دهيد...مهارت تازه اي فرا بگيريد ...با دلسوزي و احترام بيشتري نسبت به ديگران رفتار كنيد ... و يا به كسي كه چند سال است با او صحبت نكرده ايد ، تلفن كنيد . فقط بدانيد كه همه تصميمها داراي پي آمد هايي هستند. حتي اگر هيچ تصميمي نگيريد، اين خود نوعي تصميم است
در گذشته، چه تصميمهايي گرفته، يا نگرفته ايد كه بر زندگي امروزي شما تاثير شديدي داشته است ؟
در سال 1955 خانم روزاپاركس تصميم گرفت كه از يك قانون غير عادلانه و مبتني بر تبعيض نژادي سرپيچي كند. وي از اينكه در اتوبوس ، جاي خود را به سفيد پوستي واگذارد امتناع كرد و اين عمل او ، نتايجي به بار آورد كه در آن لحظه به ذهنش خطور نمي كرد . آيا قصد او اين بود كه ساختار اجتماع را دگرگون سازد ؟ قصد او هر چه بود، پا بندي وي به معيارهاي عاليتر زندگي ، او را به انجام اين عمل واداشت .
اگر معيارهايي را كه داريد ، بالا ببريد و تصميم واقعي بگيريد كه براساس آن معيارها زندگي كنيد چه تغييرات شگرفي ايجاد خواهد شد؟
همه ما ، داستان زندگي افرادي را شنيده ايم كه علي رغم محدوديتهاي شرايط، دست به كاري شگرف زده و به صورت نمونه هايي از نيروي بي كران روح انسان در آمده اند.
من و شما نيز مي توانيم زندگاني خود رابه صورت يكي ازاين افسانه ها در آوريم ، به شرط اينكه شهامت داشته باشيم و بدانيم كه قادريم اختيار اتفاقاتي راكه در زندگيمان مي افتد به دستگيريم. و اگر هم نتوانيم هميشه اتفاقاتي راكه در زندگيمان مي افتد كنترل كنيم ، دست كم مي توانيم بر واكنشهاي خود نسبت به آن وقايع ، و بر اعمالي كه در مقابل آنها انجام مي دهيم مسلط باشيم.
اگر در زندگي شما چيزي هست كه از آن ناراضي هستيد، ( مثلاٌ در زمينه روابط، سلامت جسمي ويا شغل) هم اكنون تصميم بگيريد كه بلافاصله تغييري در آن به وجود آوريد.
هر چه بيشتر تصميم بگيريد ،قدرت تصميم گيري شما بيشتر مي شود .همچنان كه عضلات بدن در اثر ورزش نيرومندتر مي شوند ، قدرت تصميم نيز با تمرين افزايش مي يابد.
همين امروز، در مورد دو كار كه به تاخير انداخته ايد تصميم بگيريد: يك تصميم كه گرفتن آن آسان و يك تصميم كه كمي دشوارتر باشد. بلافاصله در جهت عملي كردن هر يك از آنها قدمي برداريد و اين كار را با قدم ديگري كه فردا بر مي داريد ادامه دهيد. با اين عمل ، عضلات تصميمگيري شما نيرومند مي شوند و مي توانيد بزودي تغييراتي بزرگ ، در تمامي جهات زندگي خود به وجود آوريد.
بايد خود را مقيد كنيم كه از اشتباههاي خود پند بگيريم، نه اينكه به خود بپيچيم و خويشتن را ملامت كنيم . اگر از خطاهاي خود درس نگيريم ، ممكن است در آينده نيز آنهارا تكرار كنيم . اگر موقتاٌ كشتي تان به گِل نشست، بخاطر آوريد كه در زندگي انسان شكست معني ندارد، بلكه فقط نتيجه وجود دارد . اين ضرب المثل را در نظر داشته باشيد : قضاوت صحيح ناشي از تجربهاست ،و تجربه غالباٌ نتيجه قضاوت غلط است !
در گذشته خود ، مرتكب چه اشتباهي شده ايدكه بتوانيد از آن براي بهبود زندگي امروزي خود استفاده كنيد؟
موفقيت و شكست، معمولاٌ منشا واحدي ندارند.شكست نتيجه خودداري از انجام عملي ( مثلاٌ زدن يك تلفن ، رفتن يك كيلومتر راه يا اظهار عشق و محبت) است.همان طور كه شكست ، ناشي از يك رشته تصميمات جزئي است، موفقيت نيز ناشي از آغازگري و ابتكار ، پشتكار و بيان واضح عشق و محبت عميق قلبي است.
امروز چه عمل كوچكي مي توانيد انجام دهيد كه حركتي را در جهت موفقيتهاي زندگي به وجود آورد؟تحقيقات پژوهشگران ، پيوسته نشان داده است كه افرادموفق معمولاٌ به سرعت تصميم مي گيرند و وقتي انجام كاري را درست بدانند به آساني از تصميم خود بر نمي گردند. بر عكس ، اشخاص شكست خورده معمولاٌ دير تصميم مي گيرند و تصميم خود را به آساني عوض مي كنند .
هر گاه تصميم شايسته اي گرفتيد ، آنرا رها نكنيد
او تقريباٌ نيمي از عمرش رادر يك ريه آهني و نيم ديگر را در صندلي چرخدار گذرانده است. با وجود اينهمه مشكلات فردي ، او لابد در شرايطي نيست كه بتواند كيفيت زندگي ديگران را بهتر سازد. آيا نظر شما غير از اين است ؟ادرابرتس ، مجسمه لحظات بي همتاي تصميم و اراده انساني است . وي نخستين فرد معلولي است كه بدون داشتن دست و پا ، از دانشگاه كاليفرنيا و بركلي فارغ التحصيل شده و به رياست اداره توانبخشي ايالت كاليفرنيا رسيده است .وي كه مدافع خستگي ناپذير افراد معلول است ، توانسته است قوانيني رابراي حفظ كليه حقوق انساني معلولين به تصويب برساند و براي اجراي آن قوانين نيز ابتكارات بسياري رانشان دهد.
شما هيچ بهانه قابل قبولي نداريد . هم اكنون سه تصميم بگيريد كه وضع سلامت، شغل، روابط زندگيتان را بهتر سازد و آنگاه براساس آن تصميمها عمل كنيد.
چگونه مي توانيد چيزي نامرئي را قابل ديدن كنيد؟ اولين قدم آن است كه رويا و آرزوي خود را با دقت و روشني تعريف كنيد. تنها چيزي كه حد توانائيهاي شما را مشخص مي كند ، همين است كه بتوانيد با دقت ، خواسته خود راتعريف كنيد . اكنون مي خواهيم آرزوها و روياهاي شما را متبلور سازيم و ظرف چند روز آينده برنامه اي بريزيم كه مطمئناٌ شما را به هدف برساند.
همه ما، چه بدانيم و چه ندانيم ، داراي هدفهايي هستيم. اين هدفها، هر چه باشند، بر زندگي ما تاثير اساسي دارند.مع ذالك بعضي از هدفها، نظير اينكه ( من بايد قبضها و صورتحسابهاي خود راپرداخت كنم ) هيچ شور و هيجاني در انسان ايجاد نمي كند. رمز آزاد كردن نيروهاي واقعي آن است كه هدفهاي هيجان آوري براي خود قرار دهيد كه حقيقتاٌ نيروي خلاقه را در شما زنده كند و محرك شور و شوق باشد.
هم اكنون آگاهانه هدفهاي خود را انتخاب كنيد.
هدفهايي را كه به نظرتان ارزش تعقيب كردن دارند در نظر آوريد. آنگاه يك هدف را كه مهيج تر باشد بر گزينيد . چيزي باشد كه بخاطر آن ، صبحها زودتر از خواب بر خيزيد و شبها ديرتر به بستر برويد. براي رسيدن به آن هدفِ، تاريخ معيني را در نظر بگيريد و در چند سطر بنويسيد كه چرا حتماٌ بايد تا آن تاريخ به هدف برسيد.آيا اين هدف، آنقدر بزرگ هست كه برايتان شور آفرين باشد؟ يا باعث شود كه از چهار چوب محدوديتهاي خود فراتر برويد؟ يا ظرفيتهاي نهفته خود را آشكار كنيد؟
اگر تاكنون اتومبيل يا وسيله تازه اي خريده باشيد، متوجه شده ايد كه پس از خريد، مشابه آن در همه جا مشاهده مي كنيد. البته آن اشيا ، قبل از آن هم در اطراف شما وجود داشته اند ، اما متوجه آنها نمي شده ايد .
موضوع ساده است . بخشي از مغزمسئوول است تا كليه اطلاعات را غربال كند و فقط آنچه را كه براي بقا و يا موفقيت ، ضروري است وارد ذهن نمايد. بسياري از چيزها در اطرافتان وجود دارند كه به كار موفقيت وعملي شدن رويا هاي شما مي آيند، اما متوجه وجود آنها نمي شويد . زيرا هدفهاي خود را به روشني تعريف نكرده ايد و به عبارت ديگربه مغز خود نياموخته ايد كه آن چيز ها داراي اهميت هستند .
پس از آنكه هدفها يا امور مهم را به ذهن خود ياد آور شديد، نوعي غربال ذهني به نام(سيستم فعال كننده شبكه ذهني) به كار مي افتد . اين بخش از ذهن مانند آهن ربا عمل مي كند و كليه اطلاعات و فرصتهايي را كه ممكن است موجب موفقيت سريع و رسيدن شما به هدف شود جذب مي نمايد. بكار انداختن اين كليد نيرومند عصبي ، مي تواند ظرف چند روز يا چند هفته ، شكل زندگي شما را واقعاٌ دگرگون كند.
راهنماي هدفگذاري ( برنامه ريزي سيستم فعال كننده Ras )

1-  از امروز به مدت چهار روز و هر روز به مدت ده دقيقه وقت خود را صرف هدفگذاري كنيد.
( توجه : هدفهاي خود رادر دفترچه اي يادداشت كنيد)
2-  در هنگام انجام اين تمرين مرتباٌ از خود بپرسيد، ( اگر مطمئن بودم كه به هر خواسته اي خواهم رسيد و در هيچ زمينه اي شكست نخواهم خورد، در آن صورت چه چيزي را مي خواستم و چه مي كردم ؟
3- خوش باشيد و به عوالم كودكي بر گرديد. در يك فروشگاه بزرگ اسباب بازي ، روي زانوي بابانوئل ( يا عمو نوروز ) نشسته ايد . در آن حالت هيجان و انتظار ، هيچ خواهشي آنقدرها بزرگ نيست . بهاي هيچ چيزي آنقدرها گزاف نيست. همه چيز در دسترس است...
روز اول : هدفهاي مربوط به رشد فردي
احساس رفاه و دارندگي ، پايه اي است براي رسيدن به هر نوع موفقيت ديگر در زندگي
1- پنج دقيقه فكر كنيد و همه امكانات را در نظر بگيريد: دلتان مي خواهد چه مطالبي را بياموزيد؟ چه مهارتهايي را مي خواهيد فرا بگيريد؟ چه خصلتهايي رامي خواهيد در خود به وجود آوريد؟ دوستان شما چه كساني بايد باشند ؟ خود شما چه كسي مي خواهيد باشيد؟
2-  براي رسيدن به هر هدف مهلت معيني قائل شويد ( مثلا شش ماه، يك سال ، پنج سال، ده سال، يا بيست سال).
3- بزرگترين هدفي را كه مي خواهيد تا يك سال ديگر به آن دست يابيد مشخص كنيد.
4- ظرف دو دقيقه شرح مختصري بنويسيد و توضيح دهيد كه چرا بايد حتما و به طور قطع ظرف يك سال آينده به آن هدف برسيد.
روز دوم : هدفهاي شغلي واقتصادي
خواه آرزوي شما اين باشد كه در رشته حرفه اي خود سر آمد و پيشتاز باشيد و ميليونها بر ثروت خود بيفزاييد و خواه علاقمند باشيد كه به عنوان دانشجوي رشته تخصصي ، سرمايه اي از علم بيندوزيد، اكنون فرصت داريد كه نسبت به هدفهاي خود اطمينان يابيد.
1- پنج دقيقه فكر كنيد و همه امكانات را درنظر بگيريد. چه مبلغ پول مي خواهيد بيندوزيد؟ از شغل خود ويا شركتي كه در آن كار مي كنيد چه انتظاراتي داريد؟ درآمد سالانه مورد انتظار شما چقدر است ؟ چه تصميمهايي در زمينه مالي بايد بگيريد؟
2- براي رسيدن به هريك از هدفهاي خود مهلتي قائل شويد( مثلا شش ماه، يك سال، پنج سال، ده سال،يا بيست سال).
3- بزرگترين هدفي را كه مي خواهيد ظرف يك سال آينده به آن دست يابيد مشخص كنيد.
4- ظرف دو دقيقه شرح مختصري بنويسيد و توضيح دهيد كه چرا بايد حتماٌ ظرف يك سال آينده به آن هدف برسيد.
روز سوم : هدفهاي تفريحي و ماجراجويانه
اگر از نظر مالي هيچ محدوديتي نداشتيد، دلتان مي خواست چه كنيد و يا چه چيزهايي را داشته باشيد؟ اگر هم اكنون يك غول جادويي در مقابل شما حاضرمي شد تا شما را به آرزوهاتان برساند چه آرزويي مي كرديد؟
1- پنج دقيقه فكر كنيد و همه امكانات رادر نظر بگيريد. دلتان مي خواهد چه چيزهايي را بسازيد يا بخريد؟ دلتان مي خواهد در چه اتفاقاتي حضور داشته باشيد؟ به چه ماجراهايي علاقمند هستيد؟
2- براي رسيدن به هر يك از هدفهاي خود مهلت معيني قائل شويد( مثلا شش ماه، يك سال، پنج سال، ده سال،يا بيست سال)
3- بزرگترين هدفي را كه مي خواهيد ظرف يك سال آينده به آن دست يابيد مشخص كنيد.
4- ظرف دو دقيقه، شرح مختصري بنويسيد و توضيح دهيد كه چرا بايد بطور قطع ظرف يك سال آينده به آن هدف برسيد.
روز چهارم : هدفهاي معنوي و اجتماعي
اكنون فرصت داريد كه اثري از خود باقي بگذاريد. ميراثي به وجود آوريد كه تغييري واقعي در زندگي ديگران پديد آورد.
1- پنج دقيقه فكر كنيد و همه امكانات رادر نظر بگيريد.چه خدمتي از شما ساخته است ؟ در چه اموري و به چه كساني مي توانيد كمك كنيد ؟ چه چيزهايي را مي توانيد ايجاد كنيد؟
2- براي رسيدن به هر يك از هدفهاي خود مهلت معيني قائل شويد( مثلا شش ماه، يك سال، پنج سال، ده سال،يا بيست سال).
3- بزرگترين هدفي را كه مي خواهيد ظرف يك سال آينده به آن دست يابيد مشخص كنيد.
4- ظرف دو دقيقه، شرح مختصري بنويسيد و توضيح دهيد كه چرا بايد بطور قطع ظرف يك سال آينده به آن هدف برسيد.
هرگز هيچ هدفي را رها مكنيد، مگر اينكه ابتدا قدم مثبتي درجهت تحقق آن برداشته باشيد. هم اكنون لحظه اي فكر كنتيد و اولين قدمي را كه بايد در جهت رسيدن به هدف برداريد مشخص سازيد. براي اينكه پيشرفت كنيد ، چه قدمي را بايد امروز برداريد؟حتي يك قدم كوچك ( مثلا زدن يك تلفن ، يك قول، و يا يك برنامه ريزي مقدماتي )شما را به هدف نزديكتر مي كند . آنگاه كارهاي ساده اي را كه بايد از امروز تا ده روز ديگر انجام دهيد، به صورت برنامه ريزي به روي كاغذ بياوريد. اين برنامه ده روزه، يك رشته عادتها رادر ما ايجاد مي كند و نيروي محركه توقف ناپذيري را به وجود مي آورد كه موفقيت دراز مدت شما را تضمين مي كند. از هم اكنون شروع كنيد!
اگر يك سال ديگر ، به همه هدفهاي خود برسيد چه احساسي خواهيد داشت ؟ چه نظري نسبت به خودتان پيدا خواهيد كرد ؟ زندگي را چگونه خواهيد ديد؟ پاسخ با اين سئولات باعث مي شود تا دلايل قاطعي براي رسيدن به هدفپيدا كنيد. اگر بدانيد كه چرا بايد كاري را انجام دهيد، چگونگي انجام آن به آساني معلوم خواهد شد.
از فرصت استفاده كنيد و چهار هدف يك ساله خود رامشخص سازيد. زير هريك از هدفها ، در يك پاراگراف شرح دهيد كه چرا مطلقاٌ خود را مقيد مي دانيد كه ظرف يك سال به آن هدفها نايل شويد.
رمز رسيدن به هدفها، شرطي كردن ذهن است . دست كم روزي دوبار ، هدفهايي را كه نوشته ايد بررسي كنيد. آنها را در جايي قرار دهيد كه هر روزچشمتان به آنها بيفتد : مثلاٌ در دفتريادداشتهاي روزانه ، روي ميز كار ، در كيف پول يا روي آينه دستشويي كه در هنگام اصلاح صورت آنها را ببينيد . به خاطر داشته باشيد كه اگر دائماٌ راجع به چيزي فكركنيد و افكار خود راروي آن متمركز سازيد ، به سوي آن حركت مي كنيد . اين، راهي ساده و بسيار پر اهميت براي برنامه ريزي نظام فعال كننده شبكه ذهني (ras ) است.
اگر تلاشتان براي رسيدن به هدف ، عبث به نظر رسيد، آيا بايد هدف خود را تغيير دهيد؟ پاسخ مطلقاٌ منفي است!
پشتكار، ارزشمندترين عامل شكل دهنده كيفيت زندگي است و حتي از استعداد نيز مهمتر است.به هر حال هيچكس تاكنون صرفاٌ به علت داشتن علاقه به هدفي نرسيده است . انسان بايد خود رامتعهد و پابند كند . آيا ممكن است كه در اثر يك شكست موقتي، بينش و توانائيهاي پيدا كنيم كه در آينده حتي به موفقيتهاي بزرگتري دست يابيم؟ مسلم است !
اكنون به تلاشهاي ظاهراٌ ( بي ثمر) گذشته خود بنگريد و ببينيد از آنها چه آموخته ايد؟چگونه مي توانيد با استفاده از اين بينشها ، چه در زمان حال و چه در آينده موفقيتهاي بزرگي كسب كنيد؟
همه افراد موفق ، آگاهانه يا ناآگاهانه از فرمول مشابهي براي رسيدن به هدفهاي خود استفاده مي كنند . شما هم براي رسيدن به خواسته هاي خود اين چهار دستور ساده را بكار بنديد:
فرمول موفقيت نهايي
1- ابتدا خواسته خود را مشخص كنيد .( دقيق باشيد! روشني بيان نوعي قدرت است).
2- دست به عمل بزنيد.( زيرا داشتن آرزو كافي نيست).
3- ببينيدنحوه عملكرد شما براي رسيدن به هدف، مفيد و موثر است يانه .( براي يك فرضيه بي ارزش ، نيرو خود را بيهوده هدر ندهيد).
4- فرضيات و شيوه كار خود را آنقدر عوض كنيد تا به هدف برسيد.( قابليت انعطاف، باعث مي شود كه نظرات تازه اي پيدا كنيد و به نتايج تازه تري برسيد.
هنگام تعقيب هدفها ، غالباٌ به نتايجي غير منتظره دست مي يابيم . آيا زنبور عسل عمداٌ مي خواهد گلها را بارور سازد؟ خير، بلكه زنبور در پي جمع آوري شهد، پاهايش به گرده گلها آغشته مي شود و هنگامي كه روي گل ديگر مي نشيند ، ندانسته يك رشته عكس العملهاي زنجيره اي را باعث مي شود و در نتيجه ، دامنه كوهسار، هرروزي به رنگي دلپذير در مي آيد.
به همين ترتيب ، شما نيز هنگامي كه به دنبال هدفهاي ارزشمند خود مي رويد، ممكن است منابع پيش بيني نشده اي هم نصيب ديگران سازيد. حتي تصميم ساده اي ، نظير اينكه به فلان دوست قديمي تلفن كنيد، ممكن است پي آمدهاي مثبتي داشته باشيد كه اصلاٌ فكرش را نمي كرديد.
تلاشهاي فعلي شما چه منابعي براي ديگران دارد؟
مقصود واقعي از داشتن هدف آن است كه ضمن تعقيب هدف، شخصيت شما به عنوان يك فرد انساني نيز ساخته شود . پاداش واقعي شما شخصيتي است كه به عنوان يك انسان ، پيدا مي كنيد.
اكنون دقايقي وقت صرف كنيد و به طور خلاصه بنويسيد كه براي رسيدن به هدفهاي خود بايد چه خصلتها، خصوصيات، مهارتها، توانائيها، طرز فكرها و عقايدي را در خود ايجاد كنيد.
لذت و شادي را فراموش مكنيد . در نظر بسياري از اشخاص ، هدفگذاري به اين معني است كه وقتي به هدف بزرگي رسيدند،آنگاه مي توانند از زندگي خود لذت ببرند. ما مي خواهيم با شادماني به هدف برسيم ، نه اينكه ابتدا به هدف برسيم و آنگاه شادي كنيم . سعي كنيد از هر روز عمر خود به كاملترين صورت ، استفاده نمائيد. شهدي را كه در هر يك از لحظات حيات ، موجود است بچشيد. ارزش زندگاني را با ملاك پيشرفتهاي خود اندازه نگيريد ، بلكه بخاطر داشته باشيد كه جهت حركت شما ، مهمتر از نيل به هدفهاي موقت است.
جهت حركت شما رو به كدام جانب است ؟ آيا از هدفهاي خود دور مي شويد ، يابه آنها نزديك مي گرديد؟ آيا لازم است در شيوه هاي خود تجديد نظر كنيد؟ آيا از زندگي خود بطور كامل لذت مي بريد؟ اگر پاسختان منفي است ، هم اكنون تغييري دريكي از زمينه ها ايجاد كنيد.
شايد بارها اين جمله را از اشخاص شنيده باشيد كه ( آيا سهم من از زندگي همين است؟) فضانوردان آپولو كه تقريباٌ تمام عمر خود را وقف سفر به كره ماه كرده بودند، در آن لحظه افتخار آفرين و تاريخي كه قدم به ماه گذاشتند احساس غرور مي كردند. اما پس از آنكه به زمين برگشتند بعضي هاشان دچار افسردگي شديد شدند. آيا هدفي باقي مانده بود كه انتظارش را بكشند؟ آيا هدفي بزرگتر از سفر به كره ماه ، و كشف فضاي خارج از زمين وجود داشت ؟ بلي ، شايد فقط يك هدف وجود داشته باشد و آن كشف فضاي روح و دل انساني است .
همه ما نياز داريم كه دائماٌ احساس رشد عاطفي و معنوي كنيم . اين غذايي است كه روح ما به آن محتاج است . وقتي به هدفهايي كه براي خود قرار داده ايد نزديك مي شويد، فراموش نكنيد كه بايد بلافاصله هدفي تازه براي خود انتخاب كنيد و براي آينده اي كه حتماٌ خواهد آمد، برنامه داشته باشيد.
هدف نهايي چيست ؟ شايد اين باشد كه كار ارزشمندي انجام دهيم. پيدا كردن راهي براي كمك به ديگران ( آنانكه صميمانه دوستشان مي داريم) باعث مي شود كه در همه عمر ، احساس سعادت كنيم . براي كساني كه بخواهند، وقت، انرژي، سرمايه و نيرو هاي خلاقه خود را در راه خير صرف كنند ، هميشه در اين جهان جايي وجود دارد.
امروز، چه عمل محبت آميزي مي توانيد نسبت به فرد ديگري انجام دهيد؟ هم اكنون تصميم بگيريد ، به عمل بزنيد و ازاحساسي كه پيدا خواهيد كرد، لذت ببريد.
جورج برنز كمدين محبوب ، اهميت انتظار را بخوبي درك كرده است . تمام فلسفه زندگي او دراين كلمات خلاصه مي شود: ( بايد در زندگيتان چيزي وجود داشته باشد كه به خاطرآن از بستر خارج شويد. در حال خواب، نمي توان كاري انجام داد . مهمترين اصل اين است كه در زندگي خود ، نقطه روشن و جهت مشخصي داشته باشيد كه رو به آن سو حركت كنيد.) وي اكنون بيش از نودسال سن دارد و هنوز در فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني بازي مي كند . او سالن پالاديوم لندن را براي اجراي برنامه اي در سال 2000 ميلادي ، از هم اكنون رزرو كرده است كه در آن هنگام ، وي 104 سال سن خواهد داشت ! اين گونه آينده سازيها را چگونه مي بينيد؟
بيشتر مردم تصور مي كنند كه در ظرف يك سال كارهاي زيادي مي توان انجام داد، اما در عين حال ، كارهايي را كه در مدت ده سال مي توانند به پايان رسانند دست كم مي گيرند.
شما ده سال ديگر چه وضعي خواهيد داشت؟
به چيزي فكر كنيد كه امروزه آن را در اختيار داريد، اما زماني در نظرتان هدفي رويايي جلوه مي كرده است. شايد براي رسيدن به آن هدف، موانعي هم درسر راهتان بوده است و باوجود اين اكنون جزئي از زندگي شماست. وقتي به دنبال هدف تازه اي مي رويد و با مانعي مواجه مي شويد ، به ياد آوريد كه از اين موانع ، قبلاٌ هم در زندگيتان بوده است و بر آنها غلبه كرده و موفق شده ايد!
روح انساني ، واقعاٌ تسخير ناپذير است. قدرت اراده و ميل به پيروزي ، موفقيت،‌‌‌‌سامان دادن به زندگي و تسلط بر آن ، تنها هنگامي در شما بيدار مي شود كه بدانيد چه مي خواهيد و باور داشته باشيد كه هيچ مشكل و مساله و مانعي نمي تواند جلو شما را بگيرد . وجود موانع ، تنهابه اين معني است كه بايد عزم خود را براي رسيدن به هدفهاي ارزشمند، جزم تر كنيد.

والسلام

فایق

بیدل

ابوالمعانی عبدالقادر بیدل از شاعران دری زبان  از ترکان چغتایی  در هند متولد شده  است . 

آمده است:« ميرزا ابوالقاسم ترمذي »که از سلوله های امام ترمذی استاد مولانا جلال الدین محمد بلخی است  و صاحب همتي والا در علوم رياضي و نجوم داشت براي طفل نورسيده عبدالقادر فرزند عبدالخالق  آينده درخشاني را پيشگويي كرد که این اولین ارتباط میرزا عبدالقادر بیدل به خاندان تورکی  چغتایی اوزبیکی است.

 تذکره نویسان نویشته است ابولمعانی میرزا عبدالقادر بیدل فرزند عبدالخالق از قوم برلاس است . در سال 1054 در اعظم آباد پتنه هند تولد یافته و نصبآ ارتباط مستقیم به امیر تیمور کرگانی دارد، و از اقارب امپزاطوران سمر قندی یا بابریان به شمار میرفته است و یکی از دلایلی که وی را میرزا  گویند ، اصلآ از بقای کلیمه امیر زاده گان تورکان  واز خاندان بابر شاه پادشاه میباشند .

شفعی کدکنی نویسنده شهیر ایرانی میگوید ( بیدل شاعر است که فارسی دری زبان مادری او نبوده وبه گفته تذکیره نویسان از قوم بر لاس وبا ارلاس یعنی نژاد تورک است .) میرزاعبدالقادر بیدل از  برلاس بدخشان از احفاد خداداد خان، امیرالامرای بدخشان در عصر تیمور گورگان و فرزند میرزا عبدالخالق برلاس و  سرلشکر اردوی بدخشانی است که بکابل آمده در خواجه رواش به مسکن چغتائیان متوطن شده است.

تذکره نویسان نوشته اند(بیدل متوطن کابل، غریب و مسافر هند، سیاح ایران و عراق و ماورا النهر میباشد. افغانستان قدم جای قلمرو و میرزا عبدالقادر بیدل رح است.)

 بیدل مداح فطرت است از مدح در باره اشخاص بدش می آید و آنرا رویش دریزه گری و گدای میداند . بیدل سعی داشت دور از در بار زنده گی نماید .در حالکه برایش راه در دربار همواره باز بوده است. روزی بیدل را به شهزاده امیر اعظم معرفی نمودند . او خواست بیدل برایش مدحیه بسرآید ، اما بیدل انکار کرد. چنانکه خود میگوید .من قلندرم و قلندر وار زنده گی میکنم تا لذت حیات را بچششم.

بیدل در سال 1721 میلادی در دهلی دنیای فانی را وداع میگوید و در صحن حویلی اش بخاک سپرده میشود .

پيداست ا ندامت، عذر ضعيفي مـا     يك قدم راه است(بيدل) ا تو تا دامان خاک

بيدل به وصيت خود در صحن خانه‌اي كه در آن مي‌زيست دفن شد و اين رباعي آخرين شعر اوست كه در بستر بيماري سرود: بيدل با  رباعي، پاسخ اين پرسش را كه چرا وصيت كرده بود در صحن خانه‌اش دفن شود صراحتاً بيان مي‌كند؛ براي اينكه بعد از مرگ بار به دوش كشيدن تابوتش را به كسي تحميل نكند.

بيدل! كلف سـياه پوشــــــي نشـوي         تشويش گلوي نوحه گويي نشــوي

بر خاک بميـر و همچنـان رو بربـاد         مرگت سبک است، بار دوشي نشوي

. اما امروز دها شواهد قانع کننده در دست است جنازه(استخوانها) حضرت بیدل را نیز به رسم نیاکان شان بعد از گذشت سالها از دیار غربت به وطن آبایی شان آورده  و در ساحه خواجه رواش امروز بنام یکه ظریف مدفن گردیده است که در آن وقت آنجابنام شهر  یکه ظریف میگوفتند که میرزا بیدل ومیرزا ظریف  از یک خاندان بوده میرزا ظریف مامای میرزا بیدل  میباشد.قبر  میرزاظریف در پهلوی میرزا بیدل صاحب و زیارت گاه  است. 

 .چرا آن محل را یکه زریف میگویند ؟ میرزا ظریف به صفت کلان قوم که به زبان چغتایی( یکه) اکه یا برادر کلان معنی دارد آنجا قوم یکه ظریف چغتی سکونت داشتند و میرزا ظریف همچون کالان قوم بنام ظریف اکه (یکه)مشهور گردیده است.

به سوال اینکه حالا این قوم چعتایی در کجاست ؟ تا زمان احمد شاه بابا و تیمورشاه  قوم چغتای در آنجا سکونت داشتند. چون آن حدود مار و گژدم پیدا شده بود، مردم چغتای از آنجا کوچ کردند . تعدای  از ایشان بطرف بدخشان و سمنگان و دیگر ولایات رفتند و بعضی ایشان در تپه خواجه رواش آبادی کردند که  اولاد چغتایی زنده و موجود استند.  و قلعه آنها تا بحال موجود بوده واز قوم چغتی در آنجا زنده و موجود هستند ویا شدت جنگ ملیتی با حکومداران وقت سبب از هم پاشیدن این قوم گشته باشد که تاریخ جنگ با هزاره ها را در آن دور نگاشته است.  چگونه نياكانش به سرزمين هند مهاجرت كرده بودند، بر همه معلوم هند بر اساس خدامات حکومت تیموریان هرات بخصوص بابر میرزا آباد شده  است از آثار بزرگ عمرانی نیاکان بیدل ساختن تاج محل است که آنرا امروزمعجره دنیا هم می گویند.

 اسناد و شواهد نشان داده قوم تیموریان به خاطرم احترام به روح آنها مرقد آنها را در یک محل می ساختند که از همه بیشتر کابل و سمرقند شهر های دوستداشتنی آنها بودند و امبر زاده گان در این دو شهر قدیم و تاریخی بیشر تدفن خاک اندو هزارها هموطن ما به زیارت گاه های آنها تشریف می برند. آوردن جسد بابر میرزا بعد وفات از هند به کابل نمونه مثال دیگر از آن است.

استاد والاگهر و مهربانم اسحاق ثنا  سال قبل مرا افتخار بخشیده کتاب را تحت عنوان (بیدلستان و گلدسته) که از نوشته های مقام بلند استاد همنوا چفتایی از سو لاله های چغتی ها اند برایم داده بود تا بر علاقمندان معرفی دارم  از اینکه روشنگری این قوم منور سینه به سینه انتقال یافته و چراغ خانه ها گشته است خود را شاد دانسته زره هم باشد در این راستا حرمت بجا گذاشته در معرفی این کتاب سهم نا چیز گرفتم.

(آدم و هوا با هم به فارسی معاشقه کردند و فرشته که آنها را از بهشت بیرون کرد به تورکی صحبت نمود.)

استاد همنوا چغتایی که فعلآ در ترکیه حیات دارند مینویسند :عشق و محبتِ صمیمانهء که به شعر و ادب دری و تورکی چغتایی از ایام جوانی تا مرحلهء پیری داشتم و  تا حال در سرتاسری وجودم  آن علاقه صمیمی و حقیقی و احساس و شعور شعر دوستی ام  زنده و پا برجا مانده و هر کجا و هر وقت که گذرم به گلستان شعر و ادب شاعران متقدم و متأخر زبانهای دری و تورکی چغتایی شده همان ناله و فریاد عاشقان و دوستداران شعر و ادب بگوشهایم طنین انداز میگشته و میدانم اینها همه پارچه یی از عشق و محبت مرا به آن عالم نظم و نثر گلزارها و چمنزارها و گلباغچه های شعر دری و تورکی چغتایی نمایندگی و ظهور میدهند .

بیدلستان: رنگ و بوی  صد  گلستان  است  و  بس

نظم عالی، نثر عالی، جمله در آن است  و  بس

بیدلستان:   گل  زمین  نظم  و  نثر بیدل  است

کاندر انجا،علم و حکمت، بحر عرفان است و بس

شادم   از  ان  دم  که  صرف  بیدلستان  کرده ام

((همنوا)) را این عنایت، لطف یزدان است و بس

یکی از فضیلت های دوره حکمرانی تیموریان  احترام به غنی بودن زبان  دری و با داشته های فروانش است که  آنرا تقویه می بخشد و تمام ملیت ها را ملیت خود میدانستند چنانچه شاعری گفته است( توقسن اکی ملیتی بار صاحب قرآل نی)

و حضرت ابولمانی بیدل گفته است:

_ « اختلا ف  خلق  بیدل،  در  لباس   افتاده   است

       ورنه یکرنگ است خون، در پیکر طاووس وزاغ»

امروز اخطلاف ما در موقف اجتماعی ،نژادی ، قومی و اندیشه های گذشته  ما است وگر نه خون بدن ما همه یک رنگ در جریان  است

خداوند  بيدل را مانند بحر ژرف و وسيع بر ما داده است که شاعری میگوید:

(بیدلستان:علم و حکمت بحری دور کیم کشفی زور

بو بحر دن تامچیک ایچتیم، باشقه امکان تاپمه  دیم)

چنانچه حضرت بیدل میگوید:

( در پرده ســاز ما، نوا بسـيار اســت      عيب و هنر و رنگ و صفا بسيار است) 

شعری به زبان تورکی چغتایی زبا ن مادری بیدل:

نی  طلسمات  دور  کی  حیرت،شه  سخن نی  اختیاریب

((بوالمعانی))    بیدلیمدن   ، باشقه  سلطان   تاپمه   دیم

بیدلستان:علم وحکمت بحری دورکیم کشفی  زور

بو بحر دن تامچیک ایچتیم، باشقه امکان تاپمه  دیم

باغ   و  بوستان    گیزدیمو  ،  سیر  گلستان     ایلاییب

کوب ستان  لر   تاپدیم ،  اما  ،   بیدلستان    تاپمه   دیم

 ((همنوا))  عمریم  اوتتی  ،  قنچه   جان  کور گن  بوسم

جان   گه  لایق ،  بیدلیمدن ، باشقه   جانان    تاپمه  دیم

  (همنوا چغتایی)  

برکت اشعار بیدلستان حلقه های عارفان را با هم سلسله شده و اخلاصمندان آثار ابولمعانی بیدل را با هم پیوند داده است. با نیت دعا یکنیم (الهی:  ما وشما را با جمله عزیزان  در حفظ و یمن خود با سلامتی و ایمان کامل و عافیت به خیر نگهداشته و قلبهای مانرا با نور ایمان مزین و منور و روشن کند و درین دنیا خانه و مکان و در آن دنیای حقیقی بهشت و ایمان را نصیب و قسمت ما گرداند.

از بيدل غير از ديوان غزليات آثار ارزشمند ديگري در دست است كه مهمترين آنها عبارتند از:

1 ـ مثنوي عرفان

 2 ـ مثنوي محيط اعظم

 3 ـ مثنوي طور معرفت

 4 ـ مثنوي طلسم حيرت

 5 ـ رباعيات

 6 ـ چهار عنصر ( زندگينامه خود نوشت شاعر )

7 ـ رقعات

امان معاشر ، خبر نگار آزاد